من از دانشگاهم زدم بیرون...گویا دنبال من بودن من واقعا نفمیدم و پیاده بودم...کنار یه عابر وایسادم که کارمو انجام بدم اون آقا هم با موتور بودن پیاده شد اومد کنار عابر
منتظر موندم نوبت من شه کارمو انجام بدم و تا دم باجه ایستادم شروع کرد به حرف زدم گفت معذرت میخوام(یه سری برگه دستم بود و کلاسورم)گف از کلاس میاین...گفتم نه داشتم رمزمو میزدم انقدر حرف زد یجابجا میزدم همش یکمم هول شدم..گفت دانشجو ایین گفتم چطور گفت همینجوری معذرت میخوام دید رمزو اشتباه زدم کارتمو بیرون آوردم گف میخواین از کارت من بکشین تو عالم همسایگی مشکلی نیست!!!درصورتی که من این آدم رو هیچ وقت یادم نمیاد
گفت اهل کجایین گفتم میشه بذارین کارمو انجام بدم؟ لحنم جدی تر و تند شد چون واقعا اعصابم خورد شد حس خوبی ام نداشتم چند بار عذر خواهی کرد گفتم خواهش میکنم رد شدم و...
ببخشید طولانی بود اینجا نوشتمش
اومده بود دنبالم باز بیخیال شدم رفتم توی یه کوچه دیدم دقیقا با موتور از روبروم اومد اون طرف وایساد نگاش نکردم گف ببخشیدااا من زیاد سوال پرسیدم ازتون خانوم گفتم خواهش میکنم..گف نگفتین اهل کجایین واقعااا اعصابم خوووورد بود هیچی نگفتم رد شدم برگشتم گفتم عذر میخوام به شما ربطی داره؟ گف نه معذرت میخوام ببخشید بچه ها کوچه خلوت بود واقعا ترسیدم و خودمم حالم بد گرفته بود بدتر بغض کردم اما اومد و آدرس خونمونم یاد گرف
الان سوال من اینه من نباید باهاش حتی اون یه جمله رم حرف میزدم درسته؟
آدرس خونمونو یاد گرف😭😭