دوستان من شاید خیلی وابسته ام
ایراد های خودمم میگم با اینکه شوهرم خیلی آدم پاک و باشخصیت و فهیمی هست ..گاها دیر که میاد خونه شک میکنم بهش با جزئیات میپرسم چرا ۳۰ دقیقه دیر کردی اون طفلکی هم توضیح میده تا حالا کوچکترین نشونه از خیانت ندیدم ازش
واقعا دوستم داره و ناراحتیم و نظرات من براش محترمه و بهش عمل میکنه ولی من آدم زودرنج و لجبازیم
فردا صبح باید زود بیدار شه یسری کار داره منم خیلی دوس داشتم چون فردا جمعست باهام بیشتر وقت بگذرونه کنارم باشه صحبت کنیم . همش احساس میکنم به حضورش کنارم احتیاج دارم ولی رفت خوابید و من بغض کردم خواستم بازم جملات تکراری و بگم که بهم توجه نمیکنی و من دوس دارم بیشتر باهات وقت بگذرونم ولی تو نه و ...ازین حرفای همیشگی ولی خواستم اول با شما مشورت کنم(:
از امروز حس کردم چون چند روز اخیر خیلی بهش گیر دادم انگار یکم سرد شده خودمم امروز نسبت بهش سرد بودم نمیدونم دردم چیه