همینکه رسیدم خونه ساعت ۲ونیم مامان بابام از سرکار اومدن گفتن چای بزار
گذاشتم
قارچارو خورد کردم سیب زمینی و مرغ خورد کردم برای پیتزا
با ماهیتابه کلی طول کشید پبتزا درست کردم
نخود شستم پیاز پوست کندم سبب زمینی ابپز کردم همه اینارو با چرخ گوست چرخ کردم بسته و فریزر کردم
یهو خالم دوتا بچه هاشو گذاشت خونمون بره وسیله بخره ازونجا ک اونم جزما کسیو نداره و ادم بدرد بخوریه قبول کردم
شام قرمه سبزی گذاشتم کلی مکافات لوبیا جدا جوشوندم نفخش بره و ....
ظرفارو شستم ...خالم اومده و شوهرش رفتن الانم مامانم میگه جارو برقی بکش الانک دارم قطع نخا میشم از کمردرد خستگی
هنوز صورتمو نشستم میگم من نمیتونم کمرم درد میکنه...