زنداییم خیلی ساده و مهربونه و همیشه سرش تو لاکشه
داییام دیوار ب دیوار تو ی کوچه زندگی میکنن زنداییم
گفت از ی شب قبلش چندتا کلمه انگلیسی برام فرستاد امتحان داریم گفت معنیش کن اونم نشسته بود براش یکی یکی ترجمه کرده بود براش فرستاده
بعد گفت حالا کلمه اول همشو ب هم وصل کن