2821
2789
عنوان

مادر شوهرم میگه......

244 بازدید | 11 پست

من مادر ندارم خودم الانم باردارم بهم می گه دو ماه آخر بیا پیش ما 

شوهرمم کارش جوری که گاهی وقتا یا شبا نیست یا بعد از ظهر یعنی شیفت عوض میشه کارش 

بعد اونا استرس گرفتند می خوام سزارین کنم دوست داشتم طبیعی باشه ولی بیمارستانی که بتونه اینکار خوب انجام بده ندیدم و دکترم گفت رحمت کوچیک سزارین 

ولی مادر شوهرم می ترسه اتفاقی بیفته تنها باشم چون حاملگی وحشتناک و پر از دردی داشتم به نظرتون نیاز هست دو ماه آخر میش کسی باشم یا تنها هم می تونم 

نمی دونم چیکار کنم

حرفشون خیرخواهانه و منطقی هست

اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اگه خوبن برو مراقبت هم هستن کاش یکی بود از منک مراقبت میکرد 

🌹وقتی خدا خواست یوسف را از زندان نجــات دهــد صاعـقه‌ای نفرستـاد تـا درِ زندان را از جای بکند،  بلکه در آرامش شـب درحالیکه پادشاه در خـواب بود رؤیایی بسوی او روانه کرد.  🍀پس بـه خدایت اطمینان داشته باش.  🌹فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أ️مری الی الله ان الله بصیر بالعباد

اگه شرایطت شوهرت جوری هست که اگر نیاز داشته باشی سریع خودشو میرسونه نیازی نیست بری جایی

اگه کاملا تنهایی بهتره که بری پیش اونا

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره

منم خیلی استرس دارم نمیدونم چه کاری درسته 

همسر من هم کارش جوریه که به صورت دوره ای چند روز تو شهرمون نیست، با این تفاوت که مادرشوهرم اصلا نمیگه بیا بمون پیش من

خانواده خودم دورن و من اینجا غریبم وقتایی که همسرم میره سرکار احساس غربتم چندبرابر میشه 

همش میگم اگه شبی نصفه شبی دردم گرفت باید چیکار کنم 

پای تو موندنم خیانت به خودمه 

اگه خوبن برو مراقبت هم هستن کاش یکی بود از منک مراقبت میکرد 

خوب که هستند ولی من روم نمیشه 

نمی دونم چرا ولی برادر شوهرم م طبقه بالا مادر شوهرم هستند اونام هی رفت و آمد دارند معذب میشم 

ولی با جاریم اصلا خوب نیستم 

از طرفیم می ترسم اتفاقی بیفته تنها باشم

اگه شرایطت شوهرت جوری هست که اگر نیاز داشته باشی سریع خودشو میرسونه نیازی نیست بری جایی اگه کاملا ت ...

مثلا دو ساعت طول می کشه تا برسه خونه می تونه کار ول کنه ولی یزره مسر طولانی ۲ ساعت راه

منم خیلی استرس دارم نمیدونم چه کاری درسته  همسر من هم کارش جوریه که به صورت دوره ای چند روز تو ...

والا منم می ترسم ما خونمون با مادر شوهرم ۲۰ دقیقه فاصلست پیاده با ماشین ۱۵ دقیقه دو تا کوچه فاصله داریم

خوب که هستند ولی من روم نمیشه  نمی دونم چرا ولی برادر شوهرم م طبقه بالا مادر شوهرم هستند اونام ...

گلم اصلا محل نده مهمونی قرار نیست واسع همیشه بمونی مهم مادر شوهرته ک خوبه دیدی اونا اذیت میکنن برگرد 

🌹وقتی خدا خواست یوسف را از زندان نجــات دهــد صاعـقه‌ای نفرستـاد تـا درِ زندان را از جای بکند،  بلکه در آرامش شـب درحالیکه پادشاه در خـواب بود رؤیایی بسوی او روانه کرد.  🍀پس بـه خدایت اطمینان داشته باش.  🌹فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أ️مری الی الله ان الله بصیر بالعباد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792