2777
2789
عنوان

درد ودل

77 بازدید | 10 پست

خانوما چندروزیه باشوهرم قهریم

درحدی ک فقط سلام ب هم میدیم خیلی ازش دلخورم دلموشکسته همیشه باکاراش😔

چهارساله سرخونه زندگی خودمونیم چهارصدهزاربارسر ارتباط بی ملاحضه بامادر وخواهرش دعوامون شده...دیگه کم اوردم 

همیشه میگه حرف حرف مامانم باشه هرچی مامانم وخواهرم گفتن همون بشه ،اگه اونابگن بریم بیرون حتی اگه خودمونم دعوت باشیم یابرنامه داشته باشیم کنسل میکنه هرجاباشیم حواسش هست ک من بامامانش چجوررفتارکنم انتظارداره هربدی ازخانوادش میبینم چشمام وببندم وتموم بشه بره ولی توقعات خودش ازخانواده من تمومی نداره ک کم وبیش ب زبون میاره حرفاشو

اصلابامن دردودل نمیکنه وقت نمیگزرونه باهام وقت آزادداشته باشه بدوبدومیره خونه ی اونا

سراین موضوع ها خیلی باهم بحث کردیم خیلی دعواکردیم ولی هیچ اتفاقی نیوفتاده که فکرکنم یکم ب منم اهمیت میده 

اگریه جانشسته باشیم من وهمسرم ومادرش وخواهرش  وتصمیم بگیریم بریم بیرون اصلانظرمن براش مهم نیست مادرش بگه بریم جهنم پامیشه منم مجبورمیکنه بیوفتم دنبالش

بخدازبون ندارم حداقل یچی بگم یاحداقل وقتی خانوادش بهم توهین میکنن اصلاپیش اونا بامن خوب برخوردنمیکنه وازم دفاع نمیکنه هیچ دوست نداره اونابدونن من مشکل دارم باهمسرم همش میگه مامانم اینارونمیخام فکری کنم غصه بخورن همین باعث شده رفتاراوبرخوردای من بدباشع وتندوسردباهاشون رفتارکنم تابتونم ازخودم دفاعی کرده باشم

اینم بگم هروقت ک کم ترمیره پیش مامانش ایناخیلی رابطمون توخونه باهم خوبه ولی وقتی میره ....هعی😔لعنت به این زندگی 

پدرمادرمم هیچوقت نشده تواین چهارسال حق وب من بدن همیشه میگن تومیخای اوناروازهم بکنی مگه دوست داری داداشت ماروول کنه...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

باید با نرمی شوهرتون ازشون دور کنی

چیکارکنم اخه بخداانقدبهش محبت میکنم هرچی میگه میگم چشم هرغذایی بخادمیلش بکشه درست میکنم 

خونه داریم حرف نداره 

هروقت چیزی بخواددریغ نمیکنم ولی حتی وقتی ازخانوادش دلخورمیشمم بدش میاد

منم دیشب با شوهرم بحثم شد مادرشوهرم همه رو شنید گند زده شده بهم 

متاسفم عزیزم دیدم تاپیکتو 

کاش مادرشوهرمنم میشنید کاش میفهمید حتی ب طلاق وجدایی قکرمیکنم

توزندگی برادرشوهرمم میخاسته همین دخالتاروبکنه نتونسته برادرشوهرم بهش اجازه نداده 

الان زندگی شوهرمن تودستشه 

یه طرفه به قاضی رفتن درست نیست اما فکر میکنم حق با شماست بهتر نیست مشاوره برید هر دو باهم یا اینکه م ...

مشاوره نمیاد میگه چرا پول بدم ب یکی خودم عقلم میرسه دیگه 

ولی بخداهزاربارباهاش حرف زدم منطقی حرف زدم باگریه باخنده تولحظه های خوب همه راه هارورفتم 

الان هیچ امیدی ندارم 

یه هفته اس اصلاتلاشی برای حرف زدن بامنم نکرده بااینکه میدونه مقصره

خب ببین اگر این کارو بکنی چی میشه 

یه مدت خیلی خوب باش با خانوادش خیلی مثلا کار کن خونشون خوش اخلاق باهاشون بگو بخند کن و...

و وقتی حرف بد بهت زدن اگر جولو شوهرته یکم ساکت باش و ناراحت شو اما تا شوهرت رفت یه حرفی بهشون بزن فحش و بدو بیراه نه ها؟

مثلا بگو برا شما متاسفم با این حرف تو خونه خودتون همش بگو وای چقدر یه مدت مادرت برام خوب شده من خیلی دوستشون دارم و...جلو شوهرت زنگ بزن با مادرش حرف بزن و محبت کن بهشون 

بعد یه روز همین جوری بگو دلم میخواهد برا مامانت یه شال بخرم انقدر که دوستش دارم 

اینجوری کم کم شوهرت توجه رو از اونا بر میداره و به تو میده 

اگر دلتو شکستن خانوادش اشکال نداره تو محبت کن 

سخته اما یه مدت این کارو بکن تا شوهرت بفهمه تو خانوادشو دوست داری 

چیکارکنم اخه بخداانقدبهش محبت میکنم هرچی میگه میگم چشم هرغذایی بخادمیلش بکشه درست میکنم  خونه ...

بهش اهمیت نده و بذار قهر هم بکنه باید بدونه یه رفتار وقتی اشتباهه برای همه است اون می‌تونه از خوانوادش به دل نگیره اما اونا که مادر خواهر خودت نیستن 

شاید مشکل اینجا باشد که هنوز ؛خودمان را پیدا نکرده ایم اما ؛سال های زیادی رابه دنبال  " دیگری "گشته ایم !...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792