اقا امروز داشتم از سرکار میومدم خونه دم اسانسور وایساده بودم یه اقای قد بلند ک اصن نگمممم براتون از استایلش و کیف ورزشیش و بوی عطرش(فکر کنم از باشگاه اومده بود)... از در لابی اومد تو و مثل منتظر اسانسور وایساده بودم😭😂
خلاصه اسانسور اومد دوتامون سوار نشدیم من بهش گفتم اقا بفرمایید داخل اونم اومد منم رفتم تو اسانسور
احساس میکردم داره بهم نگا میکنه مردم از استرس😂😭
اون طبقه ۵ رو زد منم طبقه ۳ تا اسانسور برسه طبقه ۵ از خجالت اب شدم...بعد که اسانسور رسید طبقه خودش، رو کرد بمن قبل رفتنش از اسانسور بهم گفت«خدانگهدارِ شما خانم... با ی لبخند..بعدم رفت سمت درشون و کلید انداخت و در خونشونو باز کرد🙂😭..نمیدونم من توهم زدم یا چی...ولی از یطرفیش میدونم شاید هیچوقت نبینمش دیگه...با اینکه ۲ طبقه بالاتر از ماعن...
شما نظرتون چیه..؟چیکار کنم دوباره تو این موقعیت قرار بگیریم و همو ببینیم...؟نمیدونم چیکار کنم واقعا میخوام یبار دیگه ببینمش فقط...:)تروخدا کمکم کنید