مادرشوهرم هرچی حرف زشته جلو رو و پشت سر بهم زده از حرف ناموسی و کثیفی خونم و بعدم گیر داده ب شوهرم ک طلاقش بده
حرف ناموسی در حد فحش داد
ولی یبارم گفت میره خودشو میده دست خیاط مرد ک دستمالیش کنه
بعدم همش دخالت و … و گیر به شوهرم ک طلاقش بده تمیز نیس خونه زندگیش
موقع بارداریم دندونم درد میکرد نیومد ببرم دکتر تنها تو خونه بودم و من تو غربت هستم
حتی مامانم نمیتونست ماه آخر بارداری بیاد اون گفت من نمیام مامان خودت بیاد ولی وقتی بچه بدنیا اومد نوه رو خواست بخاطر نوه یعنی نه من میومد
الانم باردارم و میخوام سر کار برم ! نمیدونم بچه رو بدم دست کی ! شرایط جوریه باید سر کار برم ! وگرنه کارم از دستم درمیاد ! بنظرتون رابطم رو قطع کنم یا بچم رو بدم دستش ک کمکم بگیرش ! یجوری
خیلی زورم میاد کسی ک اینهمه بدی بهم کرده رو تحمل کنم
ولی بیچاره ام
آنقدر نامرده ک حالم خوب نبود تازه زایمان کرده بودم درد داشتم ب زور میگفت شیر مادر بده به نوم
گفتم درد دارم شیر خشک بخوره
گفت من فکر نوه خودمم تو از ما نیستی داماد و عروس از خانواده آدم نمیشن
هروقت یادم میفته دلم واسه خودم میسوزه ! تو بارداری با بچه تو شکمم صحبت میکردم آنقدر تنها بودم