پسر اولی رو من توهمین سن گرفتم تولد دوسالگیش قشنگ بلد بود این یکی زرنگتر اونه من فکرمیکردم سن خوبیه خونمم موکت خالی بود گفتم بهترین موقعیته اما اشتباه کردم قبول دارم براش زود بود اما الان نمیدونم چیکارکنم دوهفتس دلم خون شده اعصابم داغون یه طرف میگم ادامه بدم میترسم بازم فرقی نکنه یه طرف میگم پوشک کنم میگم دوهفتس دووم اوردم نکنه بعدا دیگه همین جیش کردن تو دستشویی هم یاد نگیره الان مشکلم اینه که کلا جیششو نمیگهاگه هرساعت نبرمش یا حواسم نباشه تو شلوارش کارشو میکنه