2777
2789
عنوان

تاپیک پربازدید دیشب چی شد؟

118 بازدید | 17 پست

همون که یکم بی معنی بود طلاق گرفته بودن بعد بچشون بچه های کلاسشون رو میبرد خونشون بعد یه روز نبرده بود خانمه با مامانای بچه ها دعواشون شده بود بعد رفته بود خونشون اردک مرده دیده بود

من تا اردک ها خوندم اگه کسی تاپیکش رو داره لطفا لینکش رو بزاره اکه هم ترکید لطفا اونی که خونده بگه چی شد خیلی کنجکاوم بدونم

مرسب

لطفا برای دور ریختنِ سَمِ کسی‌ اونو روی یکی‌ دیگه تُف نکنید:)💔🙂‌

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

نمیدونم خودمم حس میکنم خانمه حالش خوب نبود چون خودشم نمیفهمید چی میگه

خانومه دخترش دخترای هم کلاسشو میبرده سر راه میرسونده خونه هاشون


رفته با‌پول پس انداز مادرش ی عالمه اردک خریده

پسر دخترای همسایه رو جمع میکرده تو خونه


بعد ب اسی دخترش تهمت زده ک با ی پسر ۱۶ ساله دوستی و اسیو ول کردن و رفتن پیش پدرشون


اونجا بعد یسال پسرش پشیمون شده ک چرا از پیش مادرش رفته 

چون باباش تو لایو پسر اسیو کتک میزده


معتاد بوده باباهه پسرش افت تحصیلی میکنه چون ابجیش ک دختر اسی باشع میزدتش


در نهایت میگف دعا کمند مشکلات دختر پسرم حل شه بدون اینک ب خودش زحمت بده تربیت بچهاشو برعهده بگیره انگار دعا ب تنهایی همه چیو اوکی میکنه😐

و گاه باید خندید بر غمی بی پایان...🥲❤

تا صفحه ۳۷ خوندم بعدشم ترکید


خود اسی اومد تو تاپیک دیگ بازم بیخیال بود و نمیخاس بچهارو بیاره‌پیش خودش

بچه هاش دختر ۱۵ پسر ۱۳ سال سن داشتن

گفت تهرانی اصیلم و افغان نیسم شوهرمم خمر میخوره و بهتره پیش اون باشن چون من سرکارم ازمنم حساب نمیبرن

درکل گف حالش خوب نبوده و گریع کرده عصبی بوده بخاطر همین متنای تاپیکش اونجوری بی سر و ته بود


بعدش خوب جواب میداد گفت سر کامنتا ترکیدم از خنده و حالم بهترشده

خودشم ۴۶ سالش بود

و گاه باید خندید بر غمی بی پایان...🥲❤
یعنی بعد اردک مرده دیگه ادامشو نزاشت؟ یا ترکید؟

قضیه اردکا هم این بود ک دخترش خعلی خودسره و ی تومن از پولای مادرش  برداشته رفته کلی اردک و جوجه گرفته از گشنگی و تشنگی تلف شده بودن اون شب

و گاه باید خندید بر غمی بی پایان...🥲❤
خانومه دخترش دخترای هم کلاسشو میبرده سر راه میرسونده خونه هاشون رفته با‌پول پس انداز مادرش ی عال ...

شت ینی ته تهش فقط میخواست بگه برای بچه هام دعا کنید😂😑

لطفا برای دور ریختنِ سَمِ کسی‌ اونو روی یکی‌ دیگه تُف نکنید:)💔🙂‌
تا صفحه ۳۷ خوندم بعدشم ترکید خود اسی اومد تو تاپیک دیگ بازم بیخیال بود و نمیخاس بچهارو بیاره‌پیش ...

اها مرسی که گفتی عزیزدلم🩷🫂

اصلا فکر نمیکردم اینجوری تموم بشه😑😂🫴🏻

لطفا برای دور ریختنِ سَمِ کسی‌ اونو روی یکی‌ دیگه تُف نکنید:)💔🙂‌
دقیقن ته تهش همنقد چرت همینو گف😆

من دیشب تا صفحه ۵ خوندم بعدشم خوابیدم گفتم فردا میخونم وقتی میخواستم بخوابم هی با خودم میگفتم حالا چی شد حالا چی نشد اصلا فکر نمیکردم انقدر چرت و پرت باشه😁

لطفا برای دور ریختنِ سَمِ کسی‌ اونو روی یکی‌ دیگه تُف نکنید:)💔🙂‌
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز