این خاطره رو دوستم برام تعریف کرده که برا شوهرش اتفاق افتاده
یه بار تو پارک همسرش میره دستشویی ، نگو خلوت بوده و این بنده خدا هم بدون توجه به علامت و تابلو میره سمت زنونه😬😬😬
تا میشینه میبینه صدای زن میاد ، از پایین در توالت که از زمین فاصله داشته نگاه میکنه میبینه یه نفر شلوارشو کشیده بالا با پاچه های پشمالو ، دیگه خیالش راحت میشه که طرف مرد هستش و زن نبوده 😂😂😂
میاد بیرون زنه داد و بیداد و دعوا میکنه که تو قسمت زنونه چیکار میکنی😅😅
دوستم میگفت شوهرش تا چند روز فقط راه میرفت و میگفت آخه زن هم اونقدر پشماااالوووو ...