پیرمرد کاگری هست ک دوتا دختر داره اولی طلاق گرفته دومی ناشنوا و لکنت زبان داره
ی پسر کم رو و ساده نگهبان همون ساختمون میشه ک پیرمردهم توش واحد داره و چک مینویسه چک ۱۰۰ملیونی ک اگر چیزی کم شد پای این
چون بیسواد بوده ۱۰ ملییاردی مینویسه و نمیفهمه خودش مهندس اون ساختمون از سادگیش سواستفاده میکنه و سرش کلاه میزاره
پسره عاشق دختر کم شنوا میشه و ازدواج میکنن ۲ هفتم میفته زندان اما ب خانواده زنش میگه رفتم ماموریت و.....