2821
2789

بچه ها من شوهرم همه چی تموم شعور شخصیت همهچی اوکیه 

فقط ی چیزی ک همیشه ازارش میداده تفاوتی بوده ک خونوده اش بین اینو بقیه برادراش گذاشتن خیلی تو بچگی شوهرمو اذیت کردن حسابی دلشو تو دوران نوجوننی و بلوغ شکستن 

ولی از اون جایی ک خداخیلی بزرگه و خود خدا واسه اشکافی بوده یجوریدست شوهرمو گرفته 

ک خدا خودش میدونه حتی برادراش حسادت زندگیمونو دارن 

شوهرم میگه من عادت کردم)(خودشو میگه) ک مثلا مادرش واسش پنیر اورده شام ولی واسه برادرشوهرم قرمه سبزی 

بچه ها انقد ضایع اس رفتارای مادرشوهرم همه فهمیدن 

منم با اخم اشاره ب شوهرم حالی کردم از پنیر نخوره

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ه من پسرم خیلی شکموه قابلمه مادرشوهرم رو گاز بود بچه ام هشت سالشه با ذوق گفت مامان بزرگ چی درست کردی 

بیشعور اشغال سر بچه ام داد زد مگه تو شام نخوردی 

وای ک چقد عصبی شدم دستمو مشت کرده بودم فقط از خدا خواستم ارومم کنه 

حالا همون لحظه برادرشوهرم و زن بچه اش اومدن مادرشوهرم با خنده گفت اخه مادر چرا زودتر نگفتی میاین من پلو بیشتر درست میکردم 

مگهدمیشه🤨😐😐😐😐

⛔️⛔️ نظر من فقط واسه استارتر تاپیکه .. پس اگه مخالفی ریپ نزن چون حوصلتو ندارم 👍 بالاخره یه روزی یه جایی میفهمی که: زندگی خیلی گوهههه...خیلیییی😑 نه که ندونم چی حالمو خوب میکنه ها .... میدونم !....ولی دیگه کاری از دستم برنمیاد 🥲

اینو ک مادرشوهرم گفت خیلی ناراحت شدم فک کنین 

دیگه پسرم رفت تو اشپزخونه از سیب زمینی ها سرخ کرده برداشت مادرشوهرمم سرش محکم داد دست نکن 

وای چقد ریختم بهم 

همون لحظه بچه برادرشوهرم رفت سمت یخچال پیشونی بچه رو بوسید

اقا از اون روز دیگه نزاشتم بچه هام اونجا برمد

مادرشوهرم و پدرشوهرم بشدت دخترمو دوست دارن کوچیکه 

ب شوهرم گفتم تو میخای بری نری خودت رو کوچیک کنی واسم مهم نیست ولی حق نداری بچه مو جایی ببریدک بهش توهین کردن و سرش داد زدن مگه تو سری خور بقیه اس 

گفتم مگه بچه هام پیاز و موزن

ک مثلا چون دختر دوست دختر رو بخان و پسرم رو نخان 

خودمم دیگه خونشون نرفتم

اینو ک مادرشوهرم گفت خیلی ناراحت شدم فک کنین  دیگه پسرم رفت تو اشپزخونه از سیب زمینی ها سرخ کر ...

یا خدا...شما مگه زبون نداری

چرا پانشدی بری 

⛔️⛔️ نظر من فقط واسه استارتر تاپیکه .. پس اگه مخالفی ریپ نزن چون حوصلتو ندارم 👍 بالاخره یه روزی یه جایی میفهمی که: زندگی خیلی گوهههه...خیلیییی😑 نه که ندونم چی حالمو خوب میکنه ها .... میدونم !....ولی دیگه کاری از دستم برنمیاد 🥲

یا خدا...شما مگه زبون نداری چرا پانشدی بری 

رفتم 

ولی هیجی اون لحظه بهش نگفتم 

حالا امروز شوهرم میگه پر مادرمن چیکارشون کنم بزار بچه رو ببرم گفتم ب هیچ عنوان نمیزارم گفتم مادرت باید ادب شه 

بنظرتون اشتباه میکنم 

شوهرم خیلی دلسوزشونه 

رفتم  ولی هیجی اون لحظه بهش نگفتم  حالا امروز شوهرم میگه پر مادرمن چیکارشون کنم بزار بچه ...

به شوهرت بگو به مادرش بگه پسرم ناراحت شده و میگه مادبزرگ منو دوست نداره.

ببین بعدش چجور رفتار میکنن.

شمشیر رو از رو نبند.

چند بار تذکر بده بعد ببین چی میشه.

تو مثل هوای خوبه بعدِ بارونی😍
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز