اوایل ازدواجمون با شوهرم رفتم سونوگرافی شوهرم رفت داخل طرف زن حاملش تو صف سونو بود بعد با پاش ده بار زد زیر صندلی من چندبار اخم کردم ول کن نبود بلند شدم وایسادم
من حامله ، چاق ، با ی عالمه ورم عین زن شرک شدم ، خیر سرم تو شهر مذهبی قم زندگی میکنم ی وقتایی میرم پیاده روی ، حجابمم معمولی و اصلا جلب توجه نمیکنه ولی خیلی میفتن دنبالم