حس و حالم خوش نیست ، همچی داغونه
یکی باید باشه تو رو برگردونه
گم و گورم دورم ، گیج و ویجم خستم
بس که پایه پلکمو ، به دل در بستم
پشت سر بیرونه ، روبرو دیواره
داره از ابر سیاه ، دردسر می باره
دلِ مغرور امّا ، دست و پا نمی زنه
سنگ از آسمون بیاد ، صخره جا نمی زنه
چشماتو بروم نبند ، خدا چشمش بازه
زندگی اینِ آینه هاش ، آدمو می سازه
...............