دوست دارم به هویت مجازی ای که دارم پایان بدم ، میدونید من از سال 1390 وارد وبلاگ نویسی شدم ، تمام خاطراتم رو با وبلاگ نوشتم واومدم جلو ، یعنی یادداشت گذاشتم و حاحافظی کردم و رفتم خدمت ، تا رسیدم خونه اولین کارم بازم یادداشت گذاشتن توی وبلاگم بود.
.
.
.
اینقدر غرق شدم که خودمو فراموش کردم ، الان مثلا نینی یار میگه که کاربر اقا فلان ، کاربر خانم فلان ، قبلنا خیلی نمی فهمیدم این بنده خدا اصلا چی میگه ، چون کسی که هویت خودشو فراموش میکنه خیلی اوضاعش جالب نیست. ولی خب خیلی مسایل بوده که باعث شده من به این سمت کشیده بشم. تنهایی ، خیلی اجتماعی نبودن ، پناه اوردن ، الان داشتم نگاه میکردم اگه قرار بود اکانت ثابتی توی سایت داشته باشم ، ارشیو تاپیکم از خود خانم تهرانی هم که برا 91 هست قدیمی تر میشد.
.
.
اصلا راستش شاید خیلی ها نفهمن من چی میگم و سرسری ازش رد میشن ولی میخوام بگم که غرق شدن 13 ساله توی مجازی خیلی بده. حالا من از بعدترش میترسم . همون نباشم بهتره. بعضی حرفها قابل ترجمه نیستن. خوش به حال شماها که نگاهتون به اکانت تون و زندگیتون واقعی هست. خب دیگه بسه. همین . من از عاقبت این کار میترسم.
بگذریم
.
.
انشالله که 1403 همون سالی باشه که همه میخواستیم تا به اهداف و ارزوهامون برسیم.