2777
2789
عنوان

مرد دانا...

59 بازدید | 3 پست

داستان کشیش و مرد دانا


در قرون وسطا و دوران اوج قدرت کلیسا ها ، عقاید و خرافه های دینی که کشیش ها به وجود آورده بودند ، شدت گرفته بود و راهب ها به قدرت رسیده بودند... کشیش ها بهشت را به مردم می فروختند!! مردم نادان هم در ازای پرداخت کیسه های طلا ، دست نوشته ای به نام سند دریافت میکردند!!


فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد ، نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:


قیمت جهنم چقدر است ؟


کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!


مرد دانا گفت: بله جهنم...!


کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه


مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم به من بدهید!


کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم


مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد :


ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم...


آن شخص مارتین لوتر بود...

اوه افرین

دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود .                                                                       نژاد پرست نیستم ولی از ورود بیش از اندازه افغانی ها اعتراض دارم چند سال بعد اینجا همش میشه افغانی زبانمون میشه فارسی دری اسما میشه افغانی .... باور کنید

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کلاس نقاشی

gomp | 15 ثانیه پیش
2791
2779
2792