2777
2789
عنوان

آی وی اف منفی

26414 بازدید | 43 پست

میخام اینجا خاطره ای  وی اف منفیمو بزارم  شاید بدرد کسی خورد.

اول اینکه بگم من چون از شهرستان میرفتم تهران هر سری ک‌میرفتم دقیقا ۵ ساعت توی راه بودیم و واقعا برامون خسته کننده وازاردهنده بود ولی چون تهش امید داشتیم که بعد ازین همه خستگی بالاخره بعد ۴ سال صاحب یه نی نی فسقلی بامزه میشیم تمام این خستگیاشو ب جون میخریدیمو تحمل میکردیم.(بتون پیشنهاد میکنم اگه میخایید اینکارو انجام بدین شهر خودتون انجام بدین چون شهر دیگ بشدت اذیت کننده خواهد بود وشما حتی تا روز انتقال ممکنه ۱۴ پونزده باری نیاز باشه ک برید)درضمن  هیچ وقت فک نکنین ک مرکزای ناباروری خیلی فرقای شاخ و دم داری باهم دارن ،من خیلیارو دیدم ک تو مرکز خصوصی منفی شدن و خیلیایی ک تودولتی مثبت ،پس اینو بدونین ک ب مرکز نیس،تهش بسته ب ائنه که اون بالایی بایدبرات بخاد و تا نخاد نمیشه ک نمیشه.......

من تقریبا ۴ ماه پیش بود ک پیگیر ای وی اف شدم چون دیگ خسته شده بودم از انتظار و تنها راهی ک نرفته بودم همین ای وی اف بود،خیلی بهش امید داشتم،ینی باخودم میگفتم احتمال ۹۵ درصد برام مثبت میشه،چون رحمم کااملا سالم بود ،همسرمم همینطور ،تنها مشکلم تنبلی تخمدانی بود که از اسمشم متنفرم ،کاش هیچ وقت نمیفهمیدم ک حتیpcodینی چی ،کاش این کلمه مثل خیلیا ک نمیدونن حتی چی هست برای منم نا اشنا بود......چ میشود کرد تقدیر را.....

خلاصه اینکه ۶ ماه پیش بعد از کلی امپول و سونو و....بالاخره پانکچرشدم ،۷ تا تخمک ازم گرفتن که ۵ تاش جنین شدباکیفیت شد،خیلی خوشحال بودم ک ۵ تا جنین نازنازی دارم و تمام این ۳ماه رو باشون زندگی میکردم و باخودم خیال بافی میکردم براشون ،۳ماه از پانکچرم گذشت ک تصمیم گرفتیم ک بریم سراغ اون کوچولو های فسقلی که دلم براشون پر میکشید....

باهزارتا امیدرفتیم سراغ کارای انتقال ک بعد ۲۰ روز تقریبا روز انتقالم مشخص شد،ودقیق روز انتقال من افتاد ی روز برفی که جادها بشدت لیز ویخ زده بودن ،روزی ک راه افتادیم سمت تهران بشدت برف میبارید ،توراه ک بودیم برف پاک کن ماشین ۳ دیقه یبار یخ میزد ،اب معدنی گرفته بودیم روش میریختم ک یخش اب شه ،وای خدایا باورم نمیشه ک اون روزو ماسالم رسیدیم تهران ،توی راه هزارتا ماشین لیز خورد وتصادف کردن....راه ۵ ساعترو دقیقا ۹ ساعته رسیدیم ،ساعت ۳ نصف شب رسیدیم تهران،خیلی شرایط سختی بود ولی اروم بودیم ما اصلا ناراحت و پشیمون نبودیم......خلاصه اینکه فرداش ما ۲ تا جنین برامون انتقال دادن ،یشب موندیم خونه یکی ازدوستامون و فرداش برگشتیم شهر خودمون،خیلی خوشحال بودیم ،خیلی امید داشتیم ،شوهرم دوس نداشت دست ب سیاه و سفید بزنم ،توی اون دوهفته یا ازبیرون غذا میوورد یاخودش درست میکرد.....توی اون دوهفته روزی دوتا امپول میزدم ....جاشوم کبودشده بود،جای پروژسترونایی ک میزدم انگار گلوله وسفت میشد ،واقعا اذیت کننده بود ولی اصلا ناراحت نبودم ،اگ میگفتن کل ۹ ماه باید ادامه بدی هم ادامه میدادم.......خلاصه اینکه ۱۴ روز گذشتو رسید روز ازمایش ۲۲اسفند ماه،باهزارتا امید رفتیم ازمایشگاه ،ازمایش دادیم گفت ساعت ۱ جوابش اماده میشه ،دل تودلمون نبود....هرطوری شد خودمون مشغول کردیم تا موقعی ک اس ام اس ازمایشگاه اومد ،شوهرم خوابش گرفته بود،من سریع رفتم نگا کردم ،زده بود>1

انگار دنیا رو سرم خراب شد،وای خدایا مگه میشه،اخه چطور ممکنه ،بعض داشت گلومو خفه میکرد،ولی گریه نمیکردم،شوهرم بیدارشد گفت چیشد ....ج ازمایش نیومد ،خیلی اروم با کلی غصه گفتم منفی شد،فککرد شوخی میکنم گفت جان من راس میگی،گفتم اره بخدا منفی شد ......سکوت خونمونو گرفته بود ،شوهرم دراز کشید ورفت تو فکر منم سرم تو گوشی ک انگار ن انگار منفی شده ،نیم ساعتی گذشت ک  نمیدومم شوهرم چی پرسید ازم ک یهو زدم زیر گریه،دیگ نتونستم تحمل کنم بغض داشت خفم‌میکرد......خیییییلی گریه کردم خیلی الحاظ روحی داغون شدم ،وشاید اگ شوهرم کنارم نبود همراهم نبود دیوانه میشدم.....تا ۳ چارروز همین حال وروزم بود دست خودم نبود داشتم ظرف میشستم گریم میگرف،غدادرست میکردم اشکام سرازیر نیشد......امیدوارم ک هییییییچکس این حال منو هیییچوقت تجربه نکنه ،ولی اینو بگم ته همه این حرفایی ک زدم میخام اینو بگم هیچوقت تمام امیدتون رو ب ی چیزی مثل ای وی اف نبندین چون اگ منفی شه دنیارو سرتون خراب میشه،سعی کنین از زندگیتون لذن ببرین و هیچوقت ناامید نشین ،نمیدونم قصه من دراخر چطور خواهد شد ،نمیدونم بالاخره میتونم مادر بشم یانه،نمیدونم بالاخره یروزی ذوق باباشدن روتوچشای همسرمهربونم میبینم یان،ولی اینو میدونم که تا خدانخاد نمیشه ،اون بالایی باید برات بخاد ک بشه........

ببخشید اگ طولانی شد.


عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍

عزیزم حالتو کامل درک کردم و منو برگردوندی به روزای گذشته روزی که منم جواب ازمایشمو گرفتم با هزار امید ولی منفی بود

منم مثل تو یه شهر دیگه انجام دادم.۲ بار.بار اول که منفی

بار دوم ۴ دوره دکتر احمق هی به من دارو میداد هی ضخامت رحمم افت میکرد سیکل کنسل میشد و من چقدرر غصه میخوردم و از رو ناچاری انتقال دادن امید نداشتم میدونستم منفی میشه و منفی شد

چه شب و روزایی که نگذشت چه سختیایی که نکشیدیم حرف بقیه... آخ حرف اطرافیان خیلی اذیت میکرد.تصمیم گرفتم شهر خودم با یه دکتر خوب ادامه بدم.۵ سال از زمانی که دنبال بچه بودیم گذشته بود.چه ساعتاهایی که من تو مطب منتظر نوبت و شوهرم جلوی مطب منتظر من بود.چه استرس ها چه سختی ها چه هزینه های کمرشکن.

ولی تهش اینو میخوام بهت بگم.وقتی خدا برات بخواد هیچ چیز جلو دارش نیست.به لطف خدا من باردارشدم.همه چیز خوب پیش رفت تا ۷ ماه.یهو خونریزی کردم تا پای از دست دادنش رفتم خدا برم گردوند.ماه بعد کیسه ابم پاره شد بستریم کردن ۱۰ روزی نگه داشتن روزایی که رو تخت بیمارستان تک و تنها خوابیده بودمو یادم نمیره چه اشکها که نریختم.وقتی گفتن بچه تو شکمت نفس نمیکشه باید اورژانسی عمل شی.اون شبو یادم نمیره.وقتی بچه ام تو شیشه زیر یه عالمه دستگاه بود و دکترا بهش امید نداشتن یادم نمیره.میرفتم میدیدمش تو بیمارستان و میومدم خونه و کلی گریه میکردم.چقدر دلم میخواست بغلش کنم نمیتونستم.الان ۸ ماه گذشته و من باورم نمیشه نشستم بالای گهواره اش و دارم تابش میدم که بخوابه🥹

اگه خدا بخواد میشه.قطعن میشه.

این مسیر رو ادامه بده و فقط به خودش توکل کن انشالله مادر دوتا نی نی ناز بشی🙏❤️

عضو خاموشِ چند ساله ی نی نی سایت...❤️برای سلامتی پسرم یه صلوات مهمونم میکنید؟🙏🌹پسرم دنیام ۲۱تیر پاگذاشت به دنیا😍از اولش عجله داشت زود بیاد آخرم ۸ ماهه دنیا اومد😂♥همیشه میگفتم کی باشه به خط سبز روی کارت واکسنت برسی پسرم.توی دشک کوچولوت گم میشدی😅الان اومدی روی خط نارنجی دورت بگردم تپلی من🧿🪬 امروز ۱۴۰۳/۱/۱۸ برای اولین بار پسرمو میبریم آرایشگاه که خوجل بشه چیزی نمونده ۹ ماهش بشه😍💞امروز۳/۲/۳ آرسام برای اولین بار دست گرفت به مبل و بلندشد.بهت افتخارمیکنم جان من🥰❤️۱۴۰۳/۴/۲۱ پسر تپلی من یکساله شد😍 تیکر تولدبرای ۲ سالگیش رو گذشتم🥹وای خدا بالاخر دوتا دندون خوشگل در اورد😍😂۰۳/۵/    امروز ۱۹ مهر هست‌‌‌‌.پسرم دنیام دوتا دندون دیگه هم بالا در اورد💖.دلش میخواد راه بره ولی هنوز نمیتونه.قراره دو هفته دیگه بریم پیش پدربزرگش انشالله تا اون موقع راه میفته❤️🌿 امروز ۸ آبان پسرم راه میره.همش میخندم و بهش میگم مثل پنگوئن شدی مامان😂دقیقا مثل پنگوئن راه میره‌.خیلی زجر کشیدم بابت شیر و غذاخوردنش‌.آخرم کارمون کشیده شد به دکتر بلع. ولی الان خوبه😘❤️خدایاشکرت. امروز ۱ دی هست.پسرم ۳ تا دندون دیگه درآورده و خیلی بامزه تر شده😂بهش میگم بگو ماما میگه نه نه.میگم بگو بابا میگه نه نه.نمیدونم نه رو کی یادش داده؟😐🚶عوضش هر موقع خرابکاری میکنه میگه ماما😫امروز ۱۰/۲۳.پسرم واکسن ۱۸ ماهگیش رو زد.خیلی گریه کرد ولی خداروشکر پادرد نداره و راه میره.باورم نمیشه ۱ سال و نیم گذشته از اون روزای سخت...روزایی که بیمارستان بستری بودم و نمیدونستم چی قراره بشه بچه ام زنده میمونه یا نه.الهی هزارخداروشکر پادرد نداره و راه میره.باورم نمیشه ۱ سال و نیم گذشته از اون روزای سخت...روزایی که بیمارستان بستری بودم و نمیدونستم چی قراره بشه بچه ام زنده میمونه یا نه.الهی هزار مرتبه شکرت پسرم حالش خوبه.شب آخری که زایشگاه بودم ساعت ۱ شب پیتزا خوردم چون خیلییی دوست دارم😂بچه تکون نخورد و ساعت ۵ صبح سزارین اورژانسی شدم.الان پسرم عاشققق پیتزاهست🙂😂هروقت من ناراحت باشم میاد نگاهم میکنه و میخنده تا من بخندم.همش سعی میکنه ناراحتم نکنه.دیشب گوشواره تو گوشمو کشید خیلی درد اومد بلند گفتم پسر بد.هی میومد منت کشی که اخم نکنم😂😂خدایا من ازت ممنونم که منو لایق دونستی🩵🙏

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم حالتو کامل درک کردم و منو برگردوندی به روزای گذشته روزی که منم جواب ازمایشمو گرفتم با هزار امی ...

الللهییی😍چقد ذوق کردم ک اخرش نوشتی که بچت الان کنارته،واقعا خداروشکر،انشالله ک خدا برات حفظش کنه عزیز دلم ،مرسی از دعای قشنگت💜🌺

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
عزیزم میدونم خیلی سخته کل پروسه آی وی اف انگار عذاب  ولی اگر سنت کمه ناامید نباش

شماهم ای وی اف کردین عزیزم؟

ن واقعا ناامید نبستم همیشه ته قلبم ی امیدی هست...سنم زیاد نیس۲۷ سالمه ولی ۴ساله ک منتظر بچه ایم و خدا نخاسته تا حالا....

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
عزیزم حالتو کامل درک کردم و منو برگردوندی به روزای گذشته روزی که منم جواب ازمایشمو گرفتم با هزار امی ...

عزیزم اخربا ای وی اف باردارشدین یا طبیعی؟

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
تموم حرفاتو کلمه به کلمه شو با پوست و جون درک میکنم💔لعنت ب pco و ای وی اف رو دل منم ی داغ گذاشت

😪شما باردارشدین با ای وی اف؟

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
شماهم ای وی اف کردین عزیزم؟ ن واقعا ناامید نبستم همیشه ته قلبم ی امیدی هست...سنم زیاد نیس۲۷ سالمه و ...


نه من فقط آمپول های سینال اف و زدم باردار شدم اما بچه نموند بعد از عید میخوام آی وی اف کنم 

سنت خوبه انشاله به زودی دامنت سبز میشه عزیزم. 

الللهییی😍چقد ذوق کردم ک اخرش نوشتی که بچت الان کنارته،واقعا خداروشکر،انشالله ک خدا برات حفظش کنه عز ...

ممنون عزیزدلم❤️انشالله هرچی زودتر نوبت شما.

سلامت باشی🌷

عضو خاموشِ چند ساله ی نی نی سایت...❤️برای سلامتی پسرم یه صلوات مهمونم میکنید؟🙏🌹پسرم دنیام ۲۱تیر پاگذاشت به دنیا😍از اولش عجله داشت زود بیاد آخرم ۸ ماهه دنیا اومد😂♥همیشه میگفتم کی باشه به خط سبز روی کارت واکسنت برسی پسرم.توی دشک کوچولوت گم میشدی😅الان اومدی روی خط نارنجی دورت بگردم تپلی من🧿🪬 امروز ۱۴۰۳/۱/۱۸ برای اولین بار پسرمو میبریم آرایشگاه که خوجل بشه چیزی نمونده ۹ ماهش بشه😍💞امروز۳/۲/۳ آرسام برای اولین بار دست گرفت به مبل و بلندشد.بهت افتخارمیکنم جان من🥰❤️۱۴۰۳/۴/۲۱ پسر تپلی من یکساله شد😍 تیکر تولدبرای ۲ سالگیش رو گذشتم🥹وای خدا بالاخر دوتا دندون خوشگل در اورد😍😂۰۳/۵/    امروز ۱۹ مهر هست‌‌‌‌.پسرم دنیام دوتا دندون دیگه هم بالا در اورد💖.دلش میخواد راه بره ولی هنوز نمیتونه.قراره دو هفته دیگه بریم پیش پدربزرگش انشالله تا اون موقع راه میفته❤️🌿 امروز ۸ آبان پسرم راه میره.همش میخندم و بهش میگم مثل پنگوئن شدی مامان😂دقیقا مثل پنگوئن راه میره‌.خیلی زجر کشیدم بابت شیر و غذاخوردنش‌.آخرم کارمون کشیده شد به دکتر بلع. ولی الان خوبه😘❤️خدایاشکرت. امروز ۱ دی هست.پسرم ۳ تا دندون دیگه درآورده و خیلی بامزه تر شده😂بهش میگم بگو ماما میگه نه نه.میگم بگو بابا میگه نه نه.نمیدونم نه رو کی یادش داده؟😐🚶عوضش هر موقع خرابکاری میکنه میگه ماما😫امروز ۱۰/۲۳.پسرم واکسن ۱۸ ماهگیش رو زد.خیلی گریه کرد ولی خداروشکر پادرد نداره و راه میره.باورم نمیشه ۱ سال و نیم گذشته از اون روزای سخت...روزایی که بیمارستان بستری بودم و نمیدونستم چی قراره بشه بچه ام زنده میمونه یا نه.الهی هزارخداروشکر پادرد نداره و راه میره.باورم نمیشه ۱ سال و نیم گذشته از اون روزای سخت...روزایی که بیمارستان بستری بودم و نمیدونستم چی قراره بشه بچه ام زنده میمونه یا نه.الهی هزار مرتبه شکرت پسرم حالش خوبه.شب آخری که زایشگاه بودم ساعت ۱ شب پیتزا خوردم چون خیلییی دوست دارم😂بچه تکون نخورد و ساعت ۵ صبح سزارین اورژانسی شدم.الان پسرم عاشققق پیتزاهست🙂😂هروقت من ناراحت باشم میاد نگاهم میکنه و میخنده تا من بخندم.همش سعی میکنه ناراحتم نکنه.دیشب گوشواره تو گوشمو کشید خیلی درد اومد بلند گفتم پسر بد.هی میومد منت کشی که اخم نکنم😂😂خدایا من ازت ممنونم که منو لایق دونستی🩵🙏

عزیزم اخربا ای وی اف باردارشدین یا طبیعی؟

انتقال سوم که تو شهر خودم انجام دادم مثبت شد

فقط همینو میتونم بگم هی به مو رسید ولی پاره نشد به چشم معجزه خدا رو دیدم تو این بارداریم‌

شوهرم هروقت پسرمونو بغل میکنه میگه من این نعمت رو اول مدیون خدام بعد مدیون تو با اون همه سختی که کشیدی بازم پشتکار داشتی و ادامه دادی این همه دارو مصرف کردی و دم نزدی. باورکن کل این ۸ ماه رو روی تخت خوابیدم چون جفت پایین بود.بدنم خشک شده بود همه جای تنم درد میکرد ولی هرروز خداروشکر میکرد و قرآن میخوندم و میگفتم خدایا شکرت که منو لایق دونستی.وقتی از‌ پنجره بیمارستان بیرون رو نگاه میکردم عین یه زندانی میگفتم خدایا من میدونم منو بچه ام یه روز از اینجا رد میشیم و یا خاطره هامون میفتیم.همینطور هم شد.تو هرچیزی که بخوای با فکرت میتونی جذبش کنی

عضو خاموشِ چند ساله ی نی نی سایت...❤️برای سلامتی پسرم یه صلوات مهمونم میکنید؟🙏🌹پسرم دنیام ۲۱تیر پاگذاشت به دنیا😍از اولش عجله داشت زود بیاد آخرم ۸ ماهه دنیا اومد😂♥همیشه میگفتم کی باشه به خط سبز روی کارت واکسنت برسی پسرم.توی دشک کوچولوت گم میشدی😅الان اومدی روی خط نارنجی دورت بگردم تپلی من🧿🪬 امروز ۱۴۰۳/۱/۱۸ برای اولین بار پسرمو میبریم آرایشگاه که خوجل بشه چیزی نمونده ۹ ماهش بشه😍💞امروز۳/۲/۳ آرسام برای اولین بار دست گرفت به مبل و بلندشد.بهت افتخارمیکنم جان من🥰❤️۱۴۰۳/۴/۲۱ پسر تپلی من یکساله شد😍 تیکر تولدبرای ۲ سالگیش رو گذشتم🥹وای خدا بالاخر دوتا دندون خوشگل در اورد😍😂۰۳/۵/    امروز ۱۹ مهر هست‌‌‌‌.پسرم دنیام دوتا دندون دیگه هم بالا در اورد💖.دلش میخواد راه بره ولی هنوز نمیتونه.قراره دو هفته دیگه بریم پیش پدربزرگش انشالله تا اون موقع راه میفته❤️🌿 امروز ۸ آبان پسرم راه میره.همش میخندم و بهش میگم مثل پنگوئن شدی مامان😂دقیقا مثل پنگوئن راه میره‌.خیلی زجر کشیدم بابت شیر و غذاخوردنش‌.آخرم کارمون کشیده شد به دکتر بلع. ولی الان خوبه😘❤️خدایاشکرت. امروز ۱ دی هست.پسرم ۳ تا دندون دیگه درآورده و خیلی بامزه تر شده😂بهش میگم بگو ماما میگه نه نه.میگم بگو بابا میگه نه نه.نمیدونم نه رو کی یادش داده؟😐🚶عوضش هر موقع خرابکاری میکنه میگه ماما😫امروز ۱۰/۲۳.پسرم واکسن ۱۸ ماهگیش رو زد.خیلی گریه کرد ولی خداروشکر پادرد نداره و راه میره.باورم نمیشه ۱ سال و نیم گذشته از اون روزای سخت...روزایی که بیمارستان بستری بودم و نمیدونستم چی قراره بشه بچه ام زنده میمونه یا نه.الهی هزارخداروشکر پادرد نداره و راه میره.باورم نمیشه ۱ سال و نیم گذشته از اون روزای سخت...روزایی که بیمارستان بستری بودم و نمیدونستم چی قراره بشه بچه ام زنده میمونه یا نه.الهی هزار مرتبه شکرت پسرم حالش خوبه.شب آخری که زایشگاه بودم ساعت ۱ شب پیتزا خوردم چون خیلییی دوست دارم😂بچه تکون نخورد و ساعت ۵ صبح سزارین اورژانسی شدم.الان پسرم عاشققق پیتزاهست🙂😂هروقت من ناراحت باشم میاد نگاهم میکنه و میخنده تا من بخندم.همش سعی میکنه ناراحتم نکنه.دیشب گوشواره تو گوشمو کشید خیلی درد اومد بلند گفتم پسر بد.هی میومد منت کشی که اخم نکنم😂😂خدایا من ازت ممنونم که منو لایق دونستی🩵🙏

انتقال سوم که تو شهر خودم انجام دادم مثبت شد فقط همینو میتونم بگم هی به مو رسید ولی پاره نشد به چشم ...

اخییی عزیزم چقد سختی کشیدی😢ولی بازم خداروشکر ک بالاخره نتیجه داده.شما مشکلت چی بود عزیزم؟

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
نه من فقط آمپول های سینال اف و زدم باردار شدم اما بچه نموند بعد از عید میخوام آی وی اف کنم  سن ...

شمام تنبلی  تخمدان دارین؟خب اگ یبار با امپول شدین شاید بازم بشین،چرا میخا ای وی اف کنی؟

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
بله عزیزم بعد ۷ سال بار اول مثبت شد که کاااااااش نمیشد دخترم۳ سالش شد از دستش دادم🖤اگ منفی شدی ناشک ...

اخی بمیرم 😿براچی ۳ سالگی ازدستش دادی عزیزم؟؟مشکلی چیزی داشت؟؟

عاقبت روزی از این روزهای سخت کودک من پا به دنیا می نهد😍 آن  زمان بر من خـدای مهـــربــان نـــام شـــورانگیــز مــــادر می نهد😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792