سلام دوستان
من یه عمه دارم که نزدیک شصت سالشه
سه تا بچه داره که همه ازدواج کردن
شوهرش هم مرده و حقوق بازنشستگی نداره
از اول ازدواجش سربار خانواده ش بوده
شوهرش سرکار نمیرفت واسه همین کلا خونه ی پدربزرگم بود
با سه تا بچه اونجا میموند و هزینه ش رو پدرم و پدربزرگم میدادن
حتی خونه هم براش خریدن تا حداقل از مستاجری راحت شه
بعدش هم که شوهرش و پدرم و پدربزرگم مردن کلا بی سرپرست شد
الانم با حقوق بازنشستگی پدربزرگم زندگی میکنه که خوب مبلغ زیادی نیست ( حدود. چهار میلیون )
خودشم مریضه و قند داره هزینه های درمانش بالاست و اکثرا هزینه هاش رو دامادش میده
پسراش اصلا هواشو ندارن
با وجود اینکه دستش خالیه مدام مهمونی میده
سفره ی شام و ناهار واسه مردم پهن میکنه
ولخرجه
اصلا هزار تومن پس انداز نداره
اطرافیان مخصوصا داماد و خواهرش مدام کم و کسریش رو جبران میکنن
بچه هاشم اصلا رعایت نمیکنن مدام اونجا ناهار و شام میمونن
الان باز از نظر مالی کم آورده و یه خونه ی وراثتی از پدربزرگم هست که توقع داره بفروشیم و سهمش رو برداره در حالی که عملا قبلا ارثش رو گرفته ولی قانونا جایی ثبت نشده
البته خیلی مهربونه با ما و خیلی خوش قلبه ولی کلا تنبل و پرتوقع بار اومده
از طرفی از نداریش و بی مدیریتیش تو زندگی خسته شدیم
از طرفی اگه مجدد بهش پول نرسونیم تو درمانش میمونه
نمیدونیم چیکار باید کنیم