نزدیکن ولی من دیگه خسته بودم
بچه نیستن دخترم ۱۹ و اون دخترم ۲۲ سالن
از بچگی حسادت داشت حالا خیلی ژست میاد
مادرش قبول داشت .گفتم نمیخوام فشار بیارم بهش و بیاییم گرنه خودت میدونی ما مشکلی باهم نداریم
ولی دخترم خوش نمیگذره بهش
باید بدونه من حمایتش میکنم
البته قرار شد بین ما مادرها بمونه و شوهر بچه ها مون ندونن