مگ شوهر شما کنار کشیده
ن شاید باورت نشه ولی از ته دلم میگم دلم میخواد بیخیال شه تحمل ابن حجم تز بار روانی واقعا برام سخته دارو خاو امپولای هورمونی رو ک میزنم دائم در حالت گریه و عصبانیتم اون خیلی درکش بالاست حتی در بدتربن شرایط مهربونانه باهام رفتار میکنه ارومم میکنه
ولی من میترسم ازم خسته شه اون میدونه دست خودم نیست میفهمه ولی باز میگم بلخره ادم تحملی داره نمیخوام واسه بچه زندگیمو از دست بدم یا شوهرمو خسته کنم😔😔
از یه طرفم اون عاشق بچست خجالت میکشم اگ نتونم تنها این ارزوشو براورده کنم