همسرم به دلیل نوع شغلش شیفتی والان به دلیل یه اتفاقی 31 روز ندیدیم همو ومحل کارش سرمز یه منطقه خطرناک ...
امشب بحثمون شد یه جوری شدم یه حس بد از یه حرفایش بعد یک ساعت یعنی تازه زنگ زد چند بار ریجکت کردم ( تو برف وسرماس ) داشت گشت میزد نمیدونم میفهمید یا نه ...
پیام داد توراخدا جوابمو بده بعد که زنگ زد جوابشو دادم سرد برخورد کردم گفت بخدا از دلتنگی از فشار دلتنگی ببخش معذرت میخوام گفتم باشه اوکی بعد گفت هراتفاقیم برام بیوفته حق نداری پیگیرم بشی گفتم اصن خونه نیا .. منم حسابی دلتنگشم
پیامش : فقط اینو بدون هراتفاقی برام بیفته حق نداری پیگرم بشی خو خونم نمیام همینجا میمونم حتی اگه بمیرم 🥺🥺 شوخیم بات ندارم
دلم گرفته عصبیم از خودش از شغلش کلافم چیکار کنم من با قلبم اخه