2777
2789
عنوان

نگرانم

48 بازدید | 0 پست

ما یه پسر پنج ساله داریم باردار هم هستم،

پسرم یکم خجالیته و با هر کسی صمیمی نمیشه، با اشناهام حدود نیم ساعتی طول میکشه یخش باز شه، حالا کلاسای مختلف میبریم که اجتماعی بشه 

، حالا مشکل اصلی من اینه پسر من کلا بدغذا بود و منم ناشی، تا سه سالگی گاهی از نخوردنش ناراحت میشدم ولی زیاد بروش نمیاوردم کلا بگم شاید تو اون مدتها پنج شش باری سر این موضوع خیلی عصبانی میشدم و واقعا الان یادم میاد از خودم متنفر میشم، اما اصلا کتک نزدم سر هیچی، فقط صدامو میبردم بالا و اخم میکردم.

اما بعد عذاب وجدان شدیدی میومد سراغم و تا روزها ولم نمیکرد. 

تا اینکه شروع کردم به خوندن کتابهای وختلف و الان تبدیل شدم به یک مادر صبور که همه میگن چه تحملی داری، 

فوق العده با ارامش و خندون و عالی، وگرنه نمیذاشتم باز باردار بشم، 

حالا مشکل اصلیم اینه پسرم فوق العاده حساسه، کلا تو خونه شیطونه و بازیگوش و پر سر وصدا و من همیشه قربون صدقش میرم. اذیت هم کنه با ارامش حرف میزنم و خیلی باهم جوریم. ولی حساسیتش اینه مثلا اکر یه دقیقه ببینه قیافم جدیه اشک تو چشاش جمع مشه ویگه ناراحت نباش، خب موقعی تو گوشیمم یا کارای خونه رو میکنم عاذیم دیگه ولی میگه همش خندون باش،

رابطمم با همسرم خوبه، مشکل خاصی هم نداریم. هر دو باهاش خوبیم. فقط زیاد به باباش میگه باهام بازی کن و همسرم میگه خسته هستم نا احت میشه و انقدر گیر میده چه همسرم کمی عصبانی میشه. واسه همین میگه بابایی رو دوس ندارم‌، البته رابطشون خوبه فقط به زبون اینو میگه. و میگه بابایی صداشو بلند میکنه. حالا همسرم طفلی ادم مظلوم و مهربونیه. فقط خسته ی کاره. 

حالا چکار کنم انقدر بچم حساس نباشه، زودرنج نباشه. امروز خالش بهش گفت چون غر زدی اومدم اتاق بخوابم، انقدر ناراحت شده بود و پر از بغض، ولی بروش نیاوردم و حواسشو پرت کردم که گریه نکنه‌. ولی باز شب برام تعریف کرد که اینجوری گفته من ناراحت شدم.

نمیدونم الان دیگه زیادی باهاش مهربونم حساس شده؟ 

بنظر خودم که افراط نمیکنم. چون قوانینی دارم که همیشه برقرارن حتی اگر ناراحت بشه، با ارامش کاری میکنم امجام بده، مثلا جمع کردن وسایلش، اسباب بازی زیاد نخریدن‌. کمک کردن توی کارای خونه در حد توانش و یادگیری همکاری، استفاده از گوشی و ...انجام کارهای شخصیش و ...

فقط دلم میخواد انقدر احساسی نباشه حساس نباشه، میترسم ضربه ببینه، 

مثلا دستم زخم بشه ناراحت میشه، سرما بخورم خیلی غصه میخوره. یهویی بغلم میکنه با بغض میگه خیلی دوست دارم، 

کاراش قشنگه ولی نگران کننده.

نمیدونم چکار کنم. سال دیگه میره پیش و من دلم میخواد بتونه قوی باشه




قد: ۱۶۵  وزن اولیه:۷۳  وزن اکنون ۶۶:۸۰۰   وزن هدف  ۵۵

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز