نو آشتاهمون یه زنه هست ده سال پیش یه تهمت نانوسی به مرد زد که در حد حرف بود نتونست ثابت کنه ادعاشو که میگفت به من اشاره میکنه جشم و ابرو میندازه مزاحممنه خلاصه از این حرفا اونموقع چون کسی این آقارو کامل نمیشناختن بیچاره اعتبارش رفت زیر سوال خانمش رفت امام زاده انقد کریه کرد سپردش به خدا پنج سال بعد از اون قضیه پسر زنه که ۱۶ سالش بود خودشو حلق آویز کرد زنه خودش اومد طنابشو از گرددنش با چاقو برید در اون حد اینم بگم زنه با همه شوخی میکنه میگه میخنده ولی این مرد جواب سلام زنه رو به زور میده حالا این زنه هر دو سال یه همچین حرف بی سرو ته رو در میاره و مردرو اذیت میکنه هییچوقت همنتونسته چیزی رو ثابت کنه تازگیا شوهرشم از دست داد به طور ناگهانی بازم یه تهمت زد به اونمرد این در حالیه که اونومرد اصلا تواون مجلس نبود گفته تو مجلس به من اشاره میکرد حالا هممون حاجو واج موندیم مشکلش با این خانواده چیه از این مرد چی میخاد اینم بگمزنه مشکل اعصاب داره دیگه به این نتیجه رسیدیم که دلش اون مردرو میخاد ولی مرد تف به صورتش نمیکنه مرده هم عاشق زنو بچشه ما چن ساله فامیلیم چیزی ازش ندیدی کلا چش پاکه به نظرتون فاز این زنیکه چیه یه علامت بزرگ سوال تو ذهن همه است ببخشد طولانی شد