امشب وسط مهمانی خونه ی مادر و پدر نامزدم چند بار رفتم دستشویی و گریه کردم،
الانم قبل از خواب اشکم میومد ، متوجه شد، خیلی نگران و سراسیمه میشه اگر ببینه گریه می کنم،چون واقعا همه ی تلاشش رو می کنه که من حالم خوب باشه
بهش گفتم متاسفم که ،برات چیزی جز دردسر و سختی نداشتم تو زندگی، برات هیچ کاری نتونستم انجام بدم
می دونین حتی نمی تونم خیلی خوشحال و پرانرژی باشم که دلش خوش باشه که تلاشش با نتیجه است