خواهرشوهرام مدام شوخی هایی میکنن که خوشم نمیاد همش میگن واسه داداشمون زن بگیریم تو ددیگه داغون شدی(یک سال اخیر پانیک شدید داشتم)
بار ها و بارها ازین جملات گفتن تا امشب جلوشوهرم این جملات و با خنده گفتن بازم نمیدونم چرا نتونستم حرف بزنم اما یکی دو ساعت بعد شوهرم رفت رفتم پیش یکیشون گفتم دوست ندارم این شوخیا رو کنی عکس العملش وحشتناک بود عصبانی شد که دوست دارم و داداشم به تو ربطی نداره جای عذرخواهی که بخوره تو سرشون اون صداش بالاتربود انگار من اشتباهی کردم
چرا بعضیا اینقدر نفهم و بیشخصیتن
و شوهر من که لال میشه در مقابلشون شایدم بدش نمیاد نمیدونم
چرا باید اینجوری میشدم و انقدر حالم بد میشد😞