سلام بچه ها من تازه عروسم و خونم پشت خونه مادر شوهرمه ...و اینکه مادرشوهرم هم نردبون گذاشته کنار دیوار خونش و از رو نردبون میاد پشت بوم خونش و از اونجا از پله های خونم که توی حیاط داربم برای پشت بوممون پایین میاد و میاد دم در خونمون و در میزنه وقت و بی وقت میاد..قبلا همه جوره گفتم از این کارش خوشم نمیاد و دوست دارم از تو کوچه بیان خونمون..ولی گوشش بدهکار نیس..من خونه نباشم هم میاد و بعد بهم میگه فلان ساعت اومدم نبودی کجا بودی جواب ندادی..خستم کردع شوهرمم عرضه نداره نردبونو برداره خودمم هر کاری کردم جا ب جاش کنم نردبون اهنی هست و سنگینه نتونستم...هر دفعه ب ی بهونه ای مادرشوهرم میاد یبار نون میارع یبار ماست کلا ی چی دستت میندازه و میاد از خونه زندگیم سر در بیاره..نمیگم نیادبیاد اما به ادابش و از در حیاط نکه از روپشت بوم میاد تو حیاطمون اصلا راحت نیستم نمیتونم تلفنی حرف بزنم یا حتی دوستام نمیان خونمون حتی نمیتونم با شوهرم یکم راحت باشم..خستم باور کنید خیلی از این ور و اون ور صحبت کردم و حالیش کردم اما خودشو میزنه ب نفهمیدن و میان یهو در خونمون و در میزنه نمیشه هم جواب تدم چون قشنگ میفهمه خونم