8 روز شهرستان بودیم 2 روزش خونه اقوام همسر بودم حتی خونه پدر شوهرم در حد 2یا 3 ساعت نشستم،،،،دیشب بهم گفت تو احترام حالیت نیست اگه با یه ادم درس حسابی ازدواج کرده بودم الان کانادا بودم و هزار تا حرف دیگه،،،،، توی این چند روز یه عروسی داشتیم یه دفعه اومد حالا میگه چرا من طرف شما میام ولی تو نمیای،،،،بخدا میرم میمونم خونه باباش 5 صبح از سر و صدا بیدار میشم دو سه رو ز سر درد میگیرم،،،یا با خواهرش چند وقت پیش حرفم شد بهش گفتیم یه چیزیو نگو رفت گفت بهش گفتم چرا گفتی شست گذاشت کنار منو گفتم مامانم مشکل فشار داره ما چیزی بهش نمیگیم گفت به من چه ،،،،اون خواهر شوهرم که میرم خونش هی میرن تو اتاق پچ پچ میکنن منم تنها توی سالن میشینم،،،،،با این اوصاف در حد یکی دو ساعت واسه عید دیدنی رفتم ،،،،حالا اقا بهش برخورده که کم اومدی