سلام عزیزم شما تنها نیستی
وضع ماهم همینه
بهتر رفت بیرون پاشو برو حمام به یه کاری برس یا استراحت کن
همسر من یه بار هم بچه هارو نبرده ده دقیقه نفس راحت بکشم ۲۴ ساعت با بچه ها سرگرمم شاید باورتون نشه اما حتی شب ها هم درگیرم هر روز یکی مریض شده...بدون هیچ کمکی تو شهر غریب...
اسباب بازی هارم پسرم هی خالی میکنه میره زیر پای باباش بدش میاد هر روز چندتا زیر پاش میشکنن😁
مدام هم میگه جمعشون کن ببر یه جا قایم کن دیگه نبینه نریزه وسط خونه
منم میگم بچه به جز اینا سرگرمی نداره😯
فقط تعدادشون رو محدود کردم تا زیاد نباشن و جمع کردنشون راحت باشه اما اون هرروز اون حرف تکراری رو میزنه قبلا جبهه میگرفتم الان فقط یه لبخند میزنم اونم سرشو تکون میده😂😂😂
این اوضاعت فقط تا چند ساله بچه ها که کمی بزرگ تر بشن خیلی بهتر میشه سعی کن هروقت همسرت حوصله داشت و زیاد خسته نبود با مهربونی و ناز کردن از خستگیهات آگاهش کنی و بگی که تحمل میکنی به عشق خودش و به عشق بچه هاتون بگو وقتی از در میایی با یه لبخند با وجود پا درد و کمر درد خستگی ها یادم میره هر وقت اومد خسته نباشید بگید و لبخند داشته باشید
مردها گاهی از خستگی رفتارهایی نشون میدن که برای ما خانم ها قابل هضم نیست نذار عادت هرروزش بشه حالا گاهی بود اشکالی نداره بهش بگو که میدونی کار بیرون خسته اش میکنه و برای زحماتش ارزش قائلی