2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من از بچگی خیلی از طرف پدرم سختی کشیدم شاهد خیانت هاش بودم فحاشی هاش دست بزناش و دعوا هاش با مامانم واسه همین از دوران بچگیم متنفرم هیچ خاطره خوبی ندارم هیجی 

پدرم ی آدم خیلی خیلی شکاک بوده و هست 

و با خیانت کردن با خالم همه زندگیم خراب شد 

من از بچگی خیلی از طرف پدرم سختی کشیدم شاهد خیانت هاش بودم فحاشی هاش دست بزناش و دعوا هاش با مامانم ...

میدیم وقتی بچه بودم مامانم ناراحته غمگینه آخه اونم شک کرده بود و چون من تک فرزند بودم خیلی حساس بودم البته الان تک فرزند نیستم 

مامانم خیلی روش فشار بود و فهمید من ی بوهایی بردم اونموقع 8 سالم بود 

نمیتونین تصور کنین چقد سخت بوده برام الان خالم میبینم میخوام بالا بیارم با بابام نمیتونم راحت باشم 

ببخشید اگه جوابا رو نمیدم میخوام یهو تایپ کنم 

گذشت و گذشت من همش تحت فشار های مختلفش بودم دوباره هم خیانت کرد دیگه مامانم این اواخر ب من می‌گفت میدونم سخت بود براش ولی من سنم کم بود 10 شایدم 12 سالم بود سختم بود نمیتونستم هضم کمک نمیتونست طلاق بگیره چون اصلا خانوادش حمایتش نمیکردن خلاصه با فهمیدن این موضوع پدربزرگم مریض شد و کم کم فوت کرد 

دایی هام خبر ندارن حتی مامانم ب روی خالم نیاورد 

خلاصه اینقدر بدی دیدم از بابام از بد دلی هاش 

شکاک بازی هاش ازش خستم سیرم 

نمیخوام ببینمش مامانم میخواد الان با دو تا بچه جدا بشه ازش منم کاملا موافقم هیچ مخالفتی ندارم 

ولی مشکل من الان ی چیز دیگس 


الان ک بزرگ شدم در آستانه جوونی هستم انگار تمام مسائل زندگیم روم فشار آورده انگار هرچی برمیگردم عقب بیشتر میبینم ضربه خوردم از این مرد 

شدم ی آدم مرده بعد خودکشی ماه قبلم ک چقدرم تو اون حال بابام بهم زخم زد نمیتونم ببخشم شایدم بخشیدم و فقط دیگه دوسش ندارم 

ولی الان بی حسم ن چیزی خوشحالم میکنه ن چیزی ناراحتم میکنه از درونم خیلی غمگین نیستم ولی هیچ خبری برام مهم نیس ن مرگ کسی ن بدنیا اومدن کسی 

انگار ی مردم چند ماه دبگه کنکور دارم برای اولین بار 

خیلی هم درسام خوبه گاهی میگم شاید دختر خدا برا همین با وجود این سختی ها بهت هوش خوبی داده خودتو از این گند نجات بدی 

ولی خونمون فضاش متشنجه الانم حال خوبی ندارم 

اصلا برام مهم نیست انگار چی بشه آیندم شایدم باشه ولی دیگه جونی نمونده برام ک بجنگم

یادم نمیاد روزی بوده باشه ک بابام گند نزده باشه ب حالم الانم بریدم برای این بی حسیم نمیدونم چیکار کنم 

بنظرتون چیکار کنم از این وضعیت بی انگیزگی در بیارم 

برا آیندت تلاش کن خودتو بالا بکش و نباز یه دختر قوی بمون عزیزم کم نیار لطفا... حس ششمم قوی هست و اینده روشن برات میبینم♥💚

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز