18 سالمه پشت کنکوریم یه خواهر بزرگ دارم یه برادر کوچیک ، خواهرم ک کلا بیرونه با رفیقاش و اینا مامان و بابامم دیگه عادت کردن چیزی بهش نمیگن داداشمو ک کسی جرات نداره بگه بالا چشمش ابروعه ولی بازم فقط این دوتارو مخصوصا خواهر بزرگمو دوست دارن
هرکاری ک میخواد شروع کنه کلی حمایت مالی میکنن ازش وضع مالیمون خیلی خوبه ولی خانواده فوق العاده خسیسسسسسس
کل فامیل به ما حسودی میکنن من به کل فامیل چون نمیدونن من چ زجری میکشم
خلاصه همههههه حمایت و پول خرج کردنا مال خواهر و برادرمه بقرآن ک همه کارای خونه واسه منه اصن انگار انقد ابجیم بهش گفتن یه لیوان آب بیار و با پررویی گفته نه و من ظرف شستن غذا پختن و... وظیفم شده بخدا خواهرمم تو خونه نیست دست به سیاه و سفید نمیزنه خیلیم بد دهنه ولی از همه عزیزتره انگار وظیفه من شده این کارا و تهشم چون تا الان هیچی نمیخریدم انگار اینم عادت شده زورشون میاد پول بدن چرا بنظرتون بخدا یه مدته فقط گریه میکنم 😔💔 برام دعا کنین خیلی محتاجم به دعای همتون همتون مثل مادر و خواهرای خودمین اگه حوصله داشتید بگین ادامشم بگم