سلام
به بد بختی های زندگیم که فکر میکنم
بر میگرده به دو تا مادر بزرگام
مامانِ بابام و مامانِ مامانم
مامان بابام که بابامو دوس نداشت و ۱۷سالگی زن گرفت براش
مامان مامانم هم فقط پسر دوست بود و مامانمو عقده ای بار آورد
و بد تر از همه بی سوادی مامانمه که سواد نهضت داره ولی دومتر زبون دارها که ادمو میشوره میزاره کنار
منه بدبختم که خواستم از شرایط زندگیم راحت بشم تا فوق لیسانس خوندم که امروزعلنا مامانم گفت هیچی حالیت نیست دختر فلانی درس هم نخوند ببین چه شوهری کرده و تمیزه و...این جمله رو بهم گفت بخاطر اینکه فقط شال ام کَف اتاقم افتاده بود 😑گفت کثیفی و فلانی شوهر داره و دسته گل هست
حالا که درس خوندم به خاطر قیافه آروم ام هیچ جا گزینشم نمیکنن ☹️ کلا بیشتر آدم ها فکر میکنن آدم هایی با چهره آروم ساده ان
خودم میتونم شغل راه بندازم ولی خب کو سرمایه و کو ضامن که حداقل ضامن وام ام بشه که بتونم کاری رو راه بندازم