بارها از خودم پرسیده ام آن روزهایی که با تو گذشت رویا بود یا حقیقت؟ هر بار گفتم تمام مقدساتم را قسم میخورم اگر پاسخ رویاست نمیخواهم بیدار شوم اما حالا حقین دارم که در یک کابوس هستم تو میروی و من تنها میمانم
میدانی سخت ترین قسمت ماجرا دوریست
دوری یک خفگی بی انتهاست یک بغض نا تمام است یک دلهره ندیدن است سوگند به تمام روزهای خوبمان یک چیز را گاهی هر از گاهی به یاد بیاور که من در این طرف جهان دلم حتی ثانیه ای بند نمیشود