2789
عنوان

پدرمادر بیرحم

203 بازدید | 15 پست

۱۹ سالمه و سال پیش کنکور رتبه متوسطی گرفتم 

امسال از تیر دارم میخونم دوباره ولی نه تنها این دوسال خیلی زجر کشیدم بلکه از وقتی یادم میاد پدرمادرم هردو سنگدل بودن

کلا انگار نه انگار من بچشونم 

هیچی براشون مهم نیست

الان دوماهه بیرون نرفتم از خونه و صبح تا شب تو خونه دویست تا کتاب انداختن جلوم میگن فقط بخون

پدرم که کلا فقط خانواده مادریش رو دوست داره بیشتر درامدش رو میده به خانوادش و مطمئنم خواهرزاده هاشو بیشتر از من دوست داره حتی چندباری هم گفته ،چندبار در هفته میره خونه مادرش ولی من بهش بگم مثلا منو میبری تفریح یا تا کتابخونه برسون میگه نمیشه یا کلا به من میرسه یه قرون هم نداره

همش هم میگه برام مهم نیست چی قبول میشی خواستی بخون نخواستی بخواب خونه ولی هیچی بهت پول نمیدم و اینا و در عین حال همش تیکه میندازه که هیچی نشدی انقدر ادعا داشتی و ...

مادرم هم از اونور اصلا باهام صحبت نمیکنه میاد از سرکار انقدر خستس که فقط جلو تلویزیون

هرروز همینه

افسرده شدم اصلا

تنهایی هم که میرم بیرون پیاده روی اصلا احساس امنیت ندارم و همش تیکه میندازن و..

بعد از طرفی پدرمادر دوستام رو میبینم که چقدر دوسشون دارن و همه کار براشون میکنن واقعا حسرت میخورم///


Trust your gut🌊🌌🌠

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

خدا نبخشه پدرومادرای این مدلی رو

منم همسن تو بودم میخواستم درس بخونم برم دانشگاه هی میگفتم شوهر کن درس واسه چیته😔😔💔💔

۱۸سالگی شوهرم دادن و بعدش انگار که از شرم راحت شدن رفتن گردش و مسافرت و ....

جالبه منو اصن سفر نمیبردن😔😔

بابام میگه دیگه چکارت داریم دختر شوهر کرد دیگه رفته یه بار زنگ نزد بگه بابا زندگیت خوبه؟راضی هستی؟چیزی کم نداری؟😭😭😭

خدا نبخشه پدرومادرای این مدلی رو منم همسن تو بودم میخواستم درس بخونم برم دانشگاه هی میگفتم شوهر کن ...

واقعا منم از پدرم متنفرم بخاطر این رفتار دوگانش با من و خانواده خودش 

Trust your gut🌊🌌🌠

نمیخوام تو این حالت رقابت کنم بگم من بد ترم 

ولی شرایط خیلی ها ممکنه بد تر باشه 

شخصا مادرم کار نمی‌کرد کتاب به زور میخریدم اصلا رعایت نمیکرد دعوا و صدای تلوزیون زیاد بود و....... پدرم هم مثل پدر شما بود مهم که نبودم سنگ هم مینداختن جلو پام 

حالا اینا رو نگفتم که بفهمی من وضعیتم بد تر بود 

خواستم بهت بگم اونا تغییر نمیکنن باید کنار بیای و قبول کنی 

دانشگاه قبول نشدی آزاد برو کار ‌کن حتی یه دانشگاه که با رتبه معمولی هم بتونی بری 

کسی نبود اینا رو بهم بگه این افسردگی تو رو منزوی و بد اخلاق و گوشه گیر و بی هدف میکنه 

دوستی داری باهاش بری بیرون 

هر تفریحی که میتونی خودتو باهاش سرگرم کن 

متاسفانه افسردگی من انقدر شدید شد که از همه دوستام فاصله گرفتم 

کتابخونه درس بخون 

روحیت رو نباز و نزار افکار منفی و مسموم اطرافیان روت تاثیر بزاره...تلاشت رو بکن تا قبول بشی و مستقل بشی ،وقتی موفق بشی خیلی برات شیرین میشه چون با زحمت و تو سختی تونستی به هدفت برسی.خدا همراهته عزیزم .انشاالله بهترین رتبه رو میاری و به چیزی که میخوای میرسی فقط امیدت رو از دست نده ...موفق ترین آدما از دل همین مشکلات در اومدن...وقتی سربلند بشی همین آدما میوفتن دور و برت و بهت میچسبن.به مادرتم افتخار کن چون زن زحمت کشیه از اون ناراحت نشو چون اونم با توجه به اخلاق بابات سختی می‌کشه و دلشو باز کنی خونه....یکاری کن تا از اون شرایط خودتو نجات بدی.پس تمرکز کن روی درست و افکار منفی رو دور بریز.

من خواهر بزرگم ازدواج کرد حامله شد بچه دار شد ،پدرم مجبور میکرد بریم پیشش و کلفتیش رو بکنیم نه درس نه دانشگاه نه مریضی هیچی نمی‌فهمید ..روز و شبایی بود که با گریه سوار ماشین میشدم و از روده درد میپیچیدم به خودم و مجبور بودم ظرفای خواهرمو پوشک خواهرزاده م رو بشورم باورت میشه؟تو خونش بالا میاوردم ولی باید اونجا میموندم و کمک دستش بودم و مهمون که دعوت میکرد از آشپزخونه در نمیومدم ظرفای تلنبار شده رو میشستم.هر کسی مشکلات داره...تو دختر قویی هستی.

خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت می‌خوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
واقعا منم از پدرم متنفرم بخاطر این رفتار دوگانش با من و خانواده خودش 

پدر من سالها گوشت نمیخرید واسه خونه میگفت ندارم که بخرم

توی مدرسه مربی بهداشت بهم گفت چرا رنگ و روت اینجوریه معلومه کم خونی گوشت میخوری گفتم اره

نمیخواستم پدرم خورد بشه جلوی معلمم

حالا که بزدگ شدیم میگه من اون موقع پول ۶تا یتیم رو دادم و بزرگ شدن

یعنی انقد نفهم که ندونه اگه بخوای به یتیم کمک کنی نباید از دهن بچه دربیاری بدی بهش؟؟؟

خدا نگذره ازش نمیبخشمش😭😭😭

پدر من سالها گوشت نمیخرید واسه خونه میگفت ندارم که بخرم توی مدرسه مربی بهداشت بهم گفت چرا رنگ و روت ...

دقیقا من زیاد از مادرم ناراحت نیستم چون وقتی از سرکار میاد واقعا خستست اما پدرم که هربار بهش گفتم منو ببر جایی یا یکم پول بهم بده گفته ندارم و نمیشه ولی مادرش رو ماهی یبار میبره سفر و خونه مادربزرگم رو کلا کوبیده از نو ساخته با پول خودش و از خونه خودمون هم بهتر شده حتی😶

Trust your gut🌊🌌🌠
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ناشناس🩵

verdigris | 24 ثانیه پیش
2791
2779
2792