چند روز پیش دیدم تو داشبورد ماشین شوهرم یه ماگ هست تو جعبه .گفتم این از کجا اومده گفت خریدم .گفتم چند گفت سی و پنج تومن .فهمیدم داره دروغ میگه .چون این قیمت ملک و دستفروش هم نمی فروشه .بعد گفت با شریک ش رفتن برای کارگاه وسایل بخرن از پلاسکو .اینم دیده خریده .هیچی نگفتم خلاصه .
بعد دیشب نگاه کردم دیدم اصلا اون تاریخ و اون تایم این برداشت نداشته .گفتم گفت نه دوستم هیچی نخرید فقط من ماگ خریدم .گفتم اصلا سی و پنج تومن هم نبود
خلاصه دعوا شد .گرفتم خوابیدم .
فردا خودش اومد گفت که آره من دروغ گفتم و عشق قدیمی ش که پوران سربازی دوست بودن .شماره مو پیدا کرده و گفته من سرطان دارم و می خوام قبل مردن ببینمت .این ماگ هم اون داد .من ملی دعوا کردم هم برای سر قرار رفتن ش هم دروغ ش
بعد رفتن ش به پدرش گفتم .اونم گفت دروغ میگه همچین عشقی وجود نداره
بعد گفت خوب درست بشو نیست چیکار کنیم یا طلاق بگیر یا سکوت کن
اصلا کسی گردن نمی گیره اینو
جالب ه حالا طلبکار هم هست
چند روز پیش قبل این ماجرا از خدا و امام زمان خواهش کردم من و از برزخ نجات بده