خلاصه منم بی خبر
حدودا نزدیک 5 سال بود ندیده بودمش
بعد دانشگاه بابام اومد دنبالم گفت سر راه بدم فلانی
دقیقه آخر فهمیدم پسرس
خودش بود مامانش نبود
بعد که یکسره نگاه میکرد 🤦♀️🤦♀️
گیر داد الا بلا رفت از کارگاه 4 جین 12 تایی جوراب آورد برام
بابام هر کاری کرد نزاشت گفت ناراحت میشم