والا یک سوتی هم من توی داشنگاه صبحی دادم
اقا ما اومدیم ادا گنگستر ها رو در بیاریم
جارو کلاسو کردم تنفگم رفیقم رفت بیرون گفتم الانه که بیاد تو کلاس اولین نفری که وارد شد شپلق زدم دم باسنش حالا فک میکنی کی بود استادم بود مانتوش رنگ مانتو رفیقم بود به جلوش دید نداشتم که کیه دیدم استادم داره با صورت کبود برگشته نگاهم میکنه