سلام☺️
ديدين چه زود اومدم😉
قول داده بودم يا نه از زيرش در ميرفتم🤭
براي شب يلداي امسال دوستامون برنامه ي دور هميِ ساحلي گذاشته بودن كه خيلي مناسب حال من هم بود، ديگه نيازي به تميزكاري خونه و چيدمان و كاراي سخت سخت هم نداشت چون تا لحظه اخر ، خودمو رز ، كلاس و باشگاه و تمرين موسيقي و درس و مشق داشتيم!
اما نشستم با خودم فكر كردم مگه چند تا مناسبت به اين قشنگي تو سال داريم كه اونم بيرون از خونه بگذرونيم؟! فوقش سبك تر برگزارش ميكنم. به جاش مهمون دعوت ميكنم و بچه هم بيشتر درگير مهموني و اين رسم قشنگ ميشه😍
خلاصه تا روز قبل يلدا مشغول برنامه هاي مدرسه رز بوديم چون اونا هم برنامه مخصوص داشتن، شبش كه برنامه تموم شد يه نفس راحت كشيدم، بچه رو سپردم به باباش رفتم تو يه كافه ي شلوغ شهر نشستم، يه چايي داغ با سوهان خوردم و همهمه ي مردم رو با لذت تماشا كردم

خستگي كه ازتنم در اومد، دوباره برگشتم پيش همسر و رز كه با هم بريم دنبال خريد هاي مهموني.
حالا ساعت چنده ؟
ده و نيم شب…با خودم ميگفتم خدا كنه جنس با كيفيت تو مغازه ها مونده باشه كه البته فراووني بود

اول رفتيم دو تا دسته گل خوش رنگ با رز انتخاب كرديم
بعد هم رفتيم سراغ ميوه و شيريني.
روز مهموني هم يه خورش قرمه سبزي بار گذاشتم، برنج خيس كردم، سالاد زمستوني و بوراني اسفناج هم درست كردم و يواش يواش يه ميز جمع و جور چيدم😍

شمع ها رو روشن كردم، چندتا عكس و فيلم گرفتم تا مهمونامون اومدن
موزيك شاد گذاشتيم بزن و برقص كرديم ،
خوراكي خورديم
من و رز ساز زديم،
حافظ خواني كردم،
خيلي شب خوب و شادي بود و به همه ، مخصوصا رز خيلي خوش گذشت.
آخر شب از ته دل دعا كردم كه اين زمستون براي همه يه زمستون شاد و آروم باشه🙏🏻
يلداي شما چطور بود؟ اگه دوست داشتيد عكس هم بذاريد🤩