من یه مغازه دارم تو مغازمم همیشه سعی کردم حرفه ای عمل کنم هاشیه نداشته باشم قبلشم سر کارو اینا همینطور بودم خارج کارم خیلی کم اگه پیش میومد حالا اگه میخونید من کامل بگم
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
من تو مغازه بودم کلا هم کار ما اینطوریه که یا حالت خیلی خوبه یا واقعا حالت بده، یعنی حالت خوبه خوب نباشه تو صنف پروتئینی و سوپر مارکت اصلا نمیتونی کار کنی، بگذریم من اون شب سر کیف بودم، یه خانمی اومد تو شلوار آبی مانتو آبی شال و خط چشم و آبی و فکر کنم لنز آبیم داشت که یادم نمیاد
خلاصه گفت سلام چهارتا آب میخوام، بعد من اومدم از ویترین یخچال بهش آب بدم دیدم گرمه بعد اومدم از پایین آب بدم گفت نه خیلی سرد نمیخوام دوباره بلند شدم از بالا بدم تو این فاصله دروبازو بسته کردن یخچال بی دلیل سرمو برگردونم یه نگاهش کردم، اومدم کیسه بزارم دیدم میگه کیسه نمیخواد همین بقلیم، که من یهو استرس گرفتم خدایا این مربوط به کدوم یکی از کاسبای راستست🤣
خلاصه شبش من استرس این قضیه رو داشتم با اینکه چیزی نبود این خانم اومد رد شد با چند نفر دیگه من بیرون مغازه پیش یکی از بچه ها بودم یه نگاه به اصطلاح خرکی به من کردو رفت طوری که اگه اینکارو نمیکرد متوجه نمیشدم، بعدشم چند بار مغازه اومد یه چیزایی میخواست که نداشتیم بیشتر یا مثلا آب میخرید هر روز بعد شد روزی چند بار