من رفتم دانشگاه بار اول خواستم عشقمو ببینم وقتی دیدمش عالی بود همه چی فردا صبحش به دوستم گفتم یه دفعه انگار بمب خورد بینمون بهش خواستم کادو بدم نشد اصلا بدم چون دوستم خیلی رفت تو چشمش و میگفت نده زیاده فلانه ولی خودش بعد دیدم تقلید کرده!! و من وقتی رفتم پیشش اونم زود رفت پیش دوس پسرش انگار جامونده
اصلا بی دلیل کشش منفی داشتیم و من خیلی حالم بد بود
و قرار دومم به دوستم گفتم چی میخوام بپوشم اونو روز قبل پوشیده بودم یه لحظه جلو آینه سالم سالم بود تازه گرفته بودم حتی قیمتش هنوز بهش وصل بود
وقتی به دوستم گفتم وخواستم بپوشم برم سر قرار دیدم یه قسمت اصلیش کامل جدا شده در اومده وسوراخ شده!!!!!😱😱