تو دوتا تاپیک قبلیم گفتم اینروزا حالم خوب نیست و به طلاق فکر میکنم اولش نمیدونستم چرا ولی بعد از چند روز فکر کردن به این نتیجه رسیدم که کنترل زندگیم از دستم در رفته تو تمام این ده سال حامی شوهرم و هدفاش بودم و هرچی تا الان داره به کمک من بهشون رسیده تاحالا هرسال تولدش بهترین کادوی ممکن رو خریدم جشن گرفتم سورپرایز کردم اونوقت شوهرم مثلا پارسال یه دسته گل گرفت و دوتا بسته شکلات میدونمتو عشق نباید مقایسه کرد ولی حس میکنم اندازه ای که مایه میذارم مایه نمیذاره برام از وقتی ازدواجکردم حقوقم مال خودم نبوده این ماه چهارتومن از حقوقم برداشتم دو دست لباس گرفتم چون واقعا لباس مناسب نداشتم به وضوح ناراحت بود که چرا بجاش یکیاز قسطا روندادم ،اینروزا همش دارم مرور میکنم میبینم بجز یه گردنبند دیگه چیزی برام نخریده هرچی طلا دارم خودم خریدم بهش گفتم تی وی خراب شده بریم از تعاونی ادارمون یکی قسطی بردارم از حقوقم کم کنن با حالت دعواگفت از کجا بیارم برا پیش پرداختش چرا الکی منو تو خرج میندازی؟؟! میخوام از این ماه حقوقموبش ندم ببینم چیکار میکنه حس میکنم همه دوستت دارماش ناپدید میشه و دیگه ابراز علاقه نمیکنه بنظرتون تصمیمم درسته و حق دارم یا زیادی حساس شدم ؟