خانما خیلی دلم گرفته نمیدونستم چیکار کنم گفتم اینجا تاپیک بزنم
نمیدونم چرا زندگی روی خوش به من نشون نمی ده از اول زندگی متاهلی به مشکل خوردیم بی عقلی کردم جدا نشدم الان با یه بچه ی دوماهه دارم جدا میشم
از بچگی چالش های بزرگی داشتم تا الان
از جدایی میترسم خانوادم پشتم هستن ولی از اینکه یه بچه رو تنها بزرگ کنم و بچم آسیب روحی ببینه وحشت دارم
از نگاه مردم به یه زن جوون که جدا شده میترسم
آدم پاکی بودم نگرانم مردم دیدشون نسبت بهم عوض بشه
نکنه فک کنن میخوام شوهراشون رو از راه به در کنم
همه فکری به سرم میزنه اکه این تاپیک رو میبینید واسم دعا کنید