یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
برای شادی روح پدرم دوست داشتین یک صلوات مهمانش کنید🙏
کاربران محترم:زمانی که تاپیک میزنم یعنی انتظار هر نوع اظهار نظری را دارم ،پس مشکلی با انتقادشما ندارم در صورتی که ادب کلامتون در تاپیکم رعایت بشه . ،،،،اما زمانی که در تاپیک کاربران دیگه اظهار نظر دارم هرچند که تبادل نظر هست ، پاسخی که میذارم برای استارتر اون تاپیک هست اگر از کامنتم خوشتون اومد و ریپلای کردین خوشحال میشم اما اگر مطابق میلتون نبود لطف کنید بگذرید چون چیزی که من کامنت گذاشتم دیدگاه من بوده و نسبت به منطق خودم پاسخ دادم پس تنها استارتر اون تاپیک حق انتقاد از کامنتم را دارند در صورتی که صحبتم تضاد داشته باشد با عنوانشون اگر پاسخی از جانب من دریافت نکردین دلیل بر این نیست که حق با شماست ممنون از فهم و شعور شما 🤍
کاربران محترم:زمانی که تاپیک میزنم یعنی انتظار هر نوع اظهار نظری را دارم ،پس مشکلی با انتقادشما ندارم در صورتی که ادب کلامتون در تاپیکم رعایت بشه . ،،،،اما زمانی که در تاپیک کاربران دیگه اظهار نظر دارم هرچند که تبادل نظر هست ، پاسخی که میذارم برای استارتر اون تاپیک هست اگر از کامنتم خوشتون اومد و ریپلای کردین خوشحال میشم اما اگر مطابق میلتون نبود لطف کنید بگذرید چون چیزی که من کامنت گذاشتم دیدگاه من بوده و نسبت به منطق خودم پاسخ دادم پس تنها استارتر اون تاپیک حق انتقاد از کامنتم را دارند در صورتی که صحبتم تضاد داشته باشد با عنوانشون اگر پاسخی از جانب من دریافت نکردین دلیل بر این نیست که حق با شماست ممنون از فهم و شعور شما 🤍
منم قشنگ ترین خاطراتم مال پدر بزرگ و مادر بزرگمه چقد خوب بودن چقد تو آدمای قدیم آدم خوب بیشتر بود چقد صفات خوبشون پررنگتر از الان بود. ولی هنوزم میشه کاری کرد حداقل اگه زورمون به خودمون برسه خودمون رو بسازیم
خدا رحمتشون کنه عزیزم به نظر منم خاطره ی خوب گذاشتن خیلی مهمه مثلا بوی نون تازه بیاد بعد یادت بیاد د ...
خدارفتگان شمارو بیامرزه.
خدابیامرز پدرم بعداز بازنشستگی از ارتش، صبح تاشب توحیاط میپلکید .حیاط نگم بگم باغ 😍.بیش از ۶۰۰ متر بودتموم فامیل و دوست و اشنا محو زیباییش بودن.ازبس انواع و اقسام درختهای میوه و غیره کاشته بود .سبزی خوردن.گل و گیاه فراوون.موقع انجیر وانگور و سبزی که میشدتمام همسایه ها بهره مند بودند.خدابیامرز خودش بادست خودش انجیر و انگور میچید میبرد واسه یکی از همسایه ها که خانم پیرزن فلج بود😔
پرنده های مختلفی داشت. باسلیقه به همشون رسیدگی میکرد موقع اذان هم اذان مؤذن زاده رو زیر لب زمزمه میکرد.خدارحمتش کنه هروقت اذان مؤذن زاده میشنوم یادش میکنم.روحش شاد خیلی جوون از دنیا رفت😭😭هنوز که هنوزه ازرفتنش میسوزم بعداز گذشت بیست و اندی سال