2777
2789
عنوان

زندگی با خانواده شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 1015 بازدید | 67 پست
منم برا همین چیزا میترسم از اینده بچه هام 

برا همون میگم؛ خواسته باشم خوبی و بدیشون رو بسنجم.خوبیاشون خیلی بیشتره ؛ ولی خُب؛ یه چیزایی هست که من دوست ندارم و اذیتم به شوهرمم نمیتونم حرف بزنم؛ 

اگه عقل الان رو داشتم هیچ وقت زیر بار نمیرفتم .😣

میگفتم فقط خونه ی مستقل؛ ولی چه کنم که تو عمل انجام شده قرار گرفتم.😮‍💨😞

هر گاه که تسلیمم  در کارگه تقدیر آرام تر از آهو بی باک ترم از شیر.هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر. ( حضرت مولانا )

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من که شخصاً حاضرم تو یه وجب جای اجاره ای باشم اما مستقل و دور از خانواده شوهر

عوضش فکرم آروم باشه

چندین ساله این سایت رو چک می کنم

۹۹ درصد تاپیک هایی که به جدایی رسیدن با خانواده شوهر توی یه ساختمون بودن

ای عزیزم خوش بحالت من به خونه چسبیده بهشونم راضی ام فقط با هم نباشن😅

البته من شوهرم اصلا دوست نداره پیش مادرش باشه خودش به مامانش گفت من نمیتونم پیشت زندگی کنم  اینم بی تاثیر نیست عزیزم 

حقو ولش ادب فداش
ای عزیزم خوش بحالت من به خونه چسبیده بهشونم راضی ام فقط با هم نباشن😅

من 3 سال تو یک خیابون بودیم اونا اونور خیابون ما اینور .

ببین کاری ندارم مادرشوعر چطوریه ولی وقت و بی وقت میومد خونمون . ساعت 3 ظهر فک کن!!!!مینشست تا 7 غروب .خیلیم اهل صحبت نیس یک روزایی مزخرفی بود بااینکه هفته ای یبار میومد..

من ۳ سالو نیم طبقه بالای مادرشوهر زندگی کردم،مادرشوهرم به جرات میتونم بگم جزو بهترین مادرشوهرهاست خیلی باشعور بادرکه ولی زندگی تو یک ساختمون با خانواده شوهر بزرگترین اشتباهه برگردم عقب این کارو نمیکنم با اینکه یکبار هم حتی بحثمون نشده،بعد مستقل شدن حس آزادی از قفسو داشتم

البته من شوهرم اصلا دوست نداره پیش مادرش باشه خودش به مامانش گفت من نمیتونم پیشت زندگی کنم  این ...

حالا برعکس شوهر من خیلی دوست داره بره ..حالا به این نتیجه رسیدم میگم بزار برم خودش میبینه که به چه صورته زندگی خودش پشیمون میشه از این همه اصرار

من به هیشکی توصیه نمیکنم مخصوصا اگه زرنگ نباشی و همسرت به حرفت نباشه و نتونی حرفتو به کرسی بنشونی بشدت اذیت خواهی شد اگه خانمی بشدت زرنگ باشه حد و حدود روابط خودش و همسرش و رفت و امد رو مشخص کنه اصلا رو نده همسرش هم به حرفش باشه مدام به بهونه سر زدن نرخ اونجا مهمونای اونا و بچه هاشونو نیاره خونشون توقع کمک از همسرش نداشته باشه کلید نده کلید نگیره دقیقا مثل همسایه غریبه رفتار کنه شاید بتونن کنار هم زندگی کنن در غیر این صورت اشتباهه

من اینجا حقیقت رو میگم نه چیزی که دوست داری بشنوی  درخواست دوستی به هیچ وجه پذیرفته نمیشود حتی شما دوست عزیز 

والا من در آینده مادر شوهر میشم .خونمونم دو طبقه هست.ولی برای پسرم یه واحد ،تو دوتا خیابون دورتر گرفتم تا در آینده نزدیک نباشیم .همینجور که برای عروس سخته والا برا مادر شوهر هم سخته .

همیشه میگم خودمونم عروس بودیم .نه عروس دوست داره خونواده شوهر تو زندگیش باشن نه خودم دوست دارم از جزییات زندگیشون خبر داشته باشم.

دوری ودوستی بهترین راه نگهداری حریم دو طرفست

من جاری بزرگم ۲۲سال طبقه سوم مادر شوهرم زندگی کرد حتی ی بار ن بحث کردن ن تو کار هم دخالت کردن ن بی ا ...

جل الخالق !

مادرشوهرت جزو اون ۱ درصد مادرشوهرای خوب و بی آزاره

خدا حفظ کنه هرچی مادرشوهر خوبه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

لیفت ابرو

رزسفید80 | 9 ثانیه پیش
2791
2779
2792