فقط یدونه داداش دارم اونم شیرین عقله کلی چاق شده فقط باهامون دعوا میکنه و رجرمون میده
شوهرمم ی ادم مرخرفیه ک فقط ب فکر خانواده خودشه و منو دختر کوچیکمو ماهی ب بار میزنم و بیرونم میکنه
بابام با 50 سال سن مستاجره و اومدن تو شهر غریب بخاطر من.. دومادشونم هیچ کاری بهشون نداره
الانم فهمیدم بابای بدبختم....