تو تک تک حرفاش ب من میگفت تو منفی گرایی تو ذاتت شکاکه تو منو محدود میکنی برو خودتو درمان کن تو هیچی نیستی و...
دیگه نمیگفت چ گوهی خوردم ک دختره بدبین شده
۶ سال عمرمو پاش گذاشتم خاک تو سرم حیف عمرم حیف موقعیتام حیف عشقی ک پاش گذاشتم لعنت ب من ک فکر کردم این پسر خوبه سربازی رفت پاش موندم درس خوند پاش موندم پول جمع کرد پاش موندم ولی سهم من از اون پول یبار دیدار نبود ۶ ماه یبار اومدنش نبود
خیلی دلمو شکست خیلیییی امشب بالاخره دلمو زدم ب دریا بلاکش کردم دارم اشک میریزم ولی میسپارم ب خدا تمام بی مهریا و کم لطفیاشو