معلمم سال اول تدریسمه از مدرسه که میام داغونم من حتی زنگ تفریح هم به مدیرم تو کار های مدرسه کمک میکنم و عملا بکوب دارم کار میکنم
خونه میام ورقه و سوالا و دفتر نمره دیگه بیهوش میشم اگه کار بیرون داشته باشم که بدتر
اخر هفته ها هم دانشگاهم سه هفتست برای کارگاه میفرستنمون تهران و من فقط برای خواب میام خونه
مامانم گیر داده باید تمام اتاقتو هموین امشب تمیز کنی اومد کل کمدمو ریخت رو زمین گفت دوباره تمیز کن بذار
منم از صبح مدرسه بودم بعدم مراسم ختم پدر همکارم بود بعدش رفتم خیاطی حتی ناهار نخورده بودم الان رسیدم
خدایاااا چیکار کنم
حس میکنم استخونام داره از هم جدا میشه ولی مگه مامانم میفهمه😭
من برم ۴۱ تا هم برگه امتحانی رو باید تا فردا تموم کنم