وقتی ازدواج میکردم باهاش همون ایده آلم بود همون مردی که منتظرش بودم ولی ولی ولی
چرا قرص میخوری چرا همش میخوابی و منو نمیبینی چرا تنهای تنهام تو این خونه
تو که منو نمیخواستی چرا با من ازدواج کردی
فقط برای خوردن بیدار میشی بقیشو قرص میخوری که بخوابی و منو نبینی
خدایا مردم از دل دردای عصبی خسته شدم انقدر توی اون دانشگاه وامونده پرسه زدم تا بدکردناش یادم بره چرا نمیکشیم راحتم کنی 😭😭😭😭
خدایا تورو خدا صبح چشمام باز نشه به همین شیرینی بمیرم