سلام خوبید خیلی دوست دارم نظرتونو بدونم میشه کمکم کنید
من و دوستم توی یه اکیپ بودیم توی دانشکاه که این اواخر دیدیم خیلی اذیت داریم میشیم و اومدیم بیرون چون یه سری حرف ها در اومده که حرفی خیلی بدی بود و افتاده بود گردن من و منم فقط رفتم با چند نفرشون توجیه کنم که اینارو نگفتم
بعد خلاصه وقتی اومدم از اون جمع بیرون تنها امیدم به این دوستم بود
تا اینکه به اره حس کردم اینم مثل قبل باهام نیست
و همیشه وقتی از همش ناراحت میشدیم میگفتیم به هم
یع روز سر یه جریانی ناراحت شدم بهش گفتم و زیر بار نرفت اون دو تا دوست داشت تازه باهاشون آشنا شده بود
اونا پرسیدن چیه جریان گفتم اینه یعنی هیچ حرف بدی نزدم کفتم این پنهان کاری هایی که میکنه حس نا امنی میده
حتی اینم به خودشم کفته بودم
به اون دخترا هم کفتم خیلی دختر خوبیه ها فقط همین مشکلو داریم دوست دارم بگم که حلش کنیم کینه نشه
بعد دیدم این دوباره رفتار عوض شد
البته میدونستم دماغشو عمل کنه رابطمون کم میشه ها ولی میگفت نه من همیشه همینطوری باهات میمیونم
حالا نمیدونم اون دخترا رفتن جی گفتن
که اینم بهم کفت تو نمیکی اونا دوستای منن میان به من میگن
میخوام هم بهش توضیح بدم
میگه برم مهم نیست
قهر نیستا ولی انقد سر سنگین و روشو میکنه اونور که اصلا نگم براتون مثلا تو دانشکاه یهو میاد سر کلاس اروم سرشو میزاره رو میز که مثلا منو نبینید بعد کلاسم سریع میره که منو نبینه
بعدم میگم ناراحتی ازم میگه نه
الان نمیدونم چیکار کنم