دقیقا مثپسر من بااینکه اصن بهموابستگی نداره خونه مامانم ومادرشوهرمبا ذوقمیمونه یاد منمنمیوفته برا مدرسه خیلی اذیت میکنه امروز خیلی گریه کرد میگفت گلومدرد میکنه هرروزصب دنبال بهونه برا نرفتن امروز دیگگفتمنمیخواد بری رفتمپول وپس گرفتماسمتم حذف کردم عکس دوستاش ونشون دادم رفتن راهپیمایی وپرچمدستشون ایناست هی میگفت چرا مننرفتم و ازاین حرفا
قول داده از فردا دیگ بهونه نگیره وگرنه دیگ